زندگينامه حضرت زينب (س)

ولادت
ثمره ازدواج مبارك علي عليه السلام و فاطمه زهرا عليها السلام پنج فرزند به نام هاي حسن، حسين، زينب، ام كلثوم و محسن است.
بنابر آن‌چه كه از امام صادق عليه السلام رسيده است «محسن» كه آخرين فرزند زهرا بود، بر اثر تجاوز و هجوم دشمنان اسلام به خانه آن حضرت، در شكم مادر جان داد و به دنبال اين حادثه دردناك و صدماتي كه بر جسم فاطمه عليها السلام وارد آمد، آن حضرت بيماري شديد پيدا كرد و به شهادت رسيد.
زينب، سومين فرزند مهد ولايت است كه به احتمال قوي در سال ششم هجرت در مدينه چشم به جهان گشود.

.....................................................................................................................................

 پدر زينت
زينب، يعني زينت پدر و اين نامي است كه خداوند براي دختري انتخاب كرد ، كه با انجام رسالت خويش زينت بخش تاريخ شد و موجب افتخار و سرافرازي خاندان وحي و ولايت گشت. و اين است كه نام زينب در تاريخ كربلا كه تاريخ جاودانگي اسلام و تشيع است، به خاطر فداكاري‌هايش، زيبا،‌درخشان و جاوداني است.
مراسم نام‌گذاري اين درّ ولايت را در تاريخ اين گونه مي‌خوانيم:
.....................................................................................................................................
نامي آسماني
هنگام ولايت زينب كبري، چون رسول خدا در سفر بود، فاطمه از همسرش علي درخواست كرد كه نامي براي فرزندشان انتخاب كند. علي عليه السلام در جواب فرمود: من بر پدرت سبقت نمي‌گيرم، صبر مي‌كنيم تا پيامبر از سفر برگردد. چون پيامبر بازگشت و خبر ولادت نوزاد زهرا را از زبان علي عليه السلام شنيد فرمود: فرزندان فاطمه فرزندان منند ولي خداوند در باره آنان تصميم مي‌گيرد.
بعد از آن جبرئيل نازل شد و پيام آورد كه خداوند سلام مي‌رساند و مي‌فرمايد: نام اين دختر را زينب بگذاريد كه اين نام را در لوح محفوظ نوشته‌ام. آن گاه رسول خدا زينب را گرفت و بوسيد و فرمود: توصيه مي‌كنم كه همه اين دختر را احترام كنند، كه او مانند خديجه كبري است.
يعني همان گونه كه فداكاري هاي خديجه در پيشبرد اهداف پيامبر و اسلام بسيار ثمربخش بود، ايثار، صبر و استقامت زينب در راه خدا نيز در بقا و جاودانگي اسلام از اهميت ويژه‌اي برخوردار است.

.....................................................................................................................................
بالاي صفحه
با پيامبر خدا
بنابر اينكه ولادت زينب عليها السلام در سال ششم هجري باشد و تاريخ وفات پيامبر اكرم در سال يازدهم؛ زينب بيش از پنج سال با پيامبر نبوده است و اين مدت زمان، كافي است كه او از اصحاب پيامبر اسلام به شمار آيد. بر اين مبنا كساني كه شرح حال اصحاب پيامبر اسلام را نوشته اند، نام زينب را زينت‌بخش كتاب خود ساخته‌اند.
.....................................................................................................................................
در دامان عطوفت
اين پنج سال فرصتي بود كه زينب عليها السلام از تابش نور وجود پيامبر بهره گيرد و پيامبر رحمت، او را در دامان مهر و عطوفت خود نوازش كند و از جرعه‌هاي معرفت سيراب سازد و حديث صبر و استقامت در دفتر وجودش بنگارد. چرا كه پيامبر بر مصيبت ها و ناگواري هاي مسير زندگي زينب به خوبي واقب بود و مي دانست كه تاب تحمل اين زنج‌ها و حوادث ناگوار را تنها روحي بلند و قلبي چون كوه و دلي سرشار از عشق به خدا خواهد داشت. گويا مصيبت و سختي، با سرنوشت زينب عجين گشته و خداوند صبر و پايداري را در او جلوه‌گر ساخته است تا اسوه و الگويي براي همه پويندگان راه خدا باشد.

.....................................................................................................................................
بالاي صفحه
رؤيايي دردناك
زينب مسير پرحادثه و دردناكي را كه در پيش دارد، در همان زمان كودكي در آينه رؤيا مي نگرد و براي جدش پيامبر اكرم بازگو مي‌كند و پيامبر خدا حوادثي را كه در انتظار اوست تعبير مي‌كند تا او كه دست پرورده علي و بزرگ شده دامان زهراست، خود را براي رويارويي با اين حوادث مهيا سازد. اين رؤيا را در تاريخ چنين مي‌خوانيم: ارتحال پيامبر خدا نزديك بود، زينب نزد پيامبر آمد و با زبان كودكانه به پيامبر چنين گفت: «اي رسول خدا! ديشب در خواب ديدم كه باد سختي وزيد كه بر اثر آن دنيا در ظلمت فرو رفت و من از شدت آن باد به اين سو و آن سو مي‌افتادم؛ تا اين‌كه به درخت بزرگي پناه بردم، ولي باد آن را ريشه كن كرد و من به زمين افتادم. دوباره به شاخه ديگري از آن درخت پناه بردم كه آن هم دوام نياورد. براي سومين مرتبه به شاخه ديگري روي آوردم، آن شاخه نيز از شدت باد در هم شكست. در آن هنگام به دو شاخه به هم پيوسته ديگر پناه بردم كه ناگاه آن دو شاخه نيز شكست و من از خواب بيدار شدم».
پيامبر با شنيدن خواب زينب، بسيار گريست و فرمود:
«درختي كه اولين بار به آن پناه بردي جدّ توست كه به زودي از دنيا مي‌رود. و دو شاخه بعد مادر و پدر تو هستند كه آن‌ها هم از دنيا مي‌روند و آن دو شاخه به هم پيوسته دو برادرت حسن و حسين هستند كه در مصيبت آنان دنيا تاريك مي‌گردد».
.....................................................................................................................................
اولين واقعه
چندي نگذشت كه گوشه اي از خواب زينب به وقوع پيوست و سايه پرمهر و عطوفت پيامبر اكرم از سر زينب كبري و مسلمين رخت بربست و او اولين پناهش را از دست داد و اين نخستين مصيبتي بود كه در كودكي روح لطيف او را آزرده ساخت. و اين تازه آغاز راه بود و او همچنان در انتظار حوادث تلخ و دردناكي است كه در پيش رو دارد.
ولي اين راست قامت هميشه تاريخ بشريت هرگز سر ذلت در برابر مصيبت ها و سختي‌هاي زندگي و تاريخ خم نخواهد كرد او با استواري زيبنده‌اي رسالت خويش را كه حفظ جاودانگي اسلام است در ميان طوفان حوادث به انجام خواهد رساند.


.....................................................................................................................................
با مادرش فاطمه
فاطمه بعد از پدر گرامي خويش چند ماهي بيش در اين دنيا نماند. بنابراين زينب از محبتهاي مادري چون صديقه كبري بيش از چند ماهي بهره نجست.
اين دوران كوتاه چند ساله، پر است از فراز و نشيبها و خاطره‌هاي تلخ و شيريني كه زينب را براي ادامه حركت و مجاهدت در راه خدا و استقبال از مشكلات و مصائب زندگي آماده مي ساخت. زينب مادرش فاطمه را بعد از رحلت رسول خدا خندان و متبسم نمي ديد. فاطمه در غم از دست دادن پدري چون رسول خدا و حمايتهاي او چندان گريست كه نام او را در شمار گريه كنندگان معروف تاريخ چون آدم،‌ يعقوب، يوسف و امام سجاد آورده‌اند.
زينب در تمامي اين دوران با مادر در كنار او بود و صحنه‌هاي مصيبت‌بار رحلت پيامبر خدا و اندوه بيكران مادر و ظلم و جنايت دشمنان* در حق اهلبيت پيامبر را نظاره مي‌كرد و همه اين ناملايمات بر قلب كوچكش فرود مي‌آمد و او براي خدا صبر مي‌كرد و پايداري در راه خدا را پيشه خود مي‌ساخت،‌ تا زمينه‌اي باشد براي تحمل مصيبتها و رنجهاي بزرگتري كه در انتظار او بود.
.....................................................................................................................................
دفاع از حق
زينب در مجلس سخنراني مادرش فاطمه در مسجد رسول خدا در دفاع از حقوق اهلبيت و فدك حاضر بود و خطبه و سخنان مادرش را در آن مجلس به ياد داشت؛ به طوري كه خود يكي از راويان آن خطبه به شمار مي‌آيد.
او از مادرش آموخت كه چگونه بايد در مقابل دشمنان ايستادگي كرد و آنان را رسوا ساخت. او آماده مي‌شد كه با سخنان خود در بازار كوفه و كاخ ابن زياد و يزيد، ظلم و جنايت آنان را برملا سازد و از اسلام و ولايت دفاع كند.
بالاي صفحه

.....................................................................................................................................
آخرين ديدار
سرانجام زمان آخرين ديدار و وداع با مادر فرا مي‌رسد و تكفين مادر پايان مي‌يابد. به دعوت پدر، فرزندان زهرا با مادر خويش وداع مي‌كنند و لحظاتي مادر را در آغوش مي‌گيرند، چنان كه فرشتگان از اين صحنه دلخراش مي گريند... بياييد گوشه اي از اين ماجراي غم‌افزا را از زبان اميرالمؤمنين بشنويم:
«زماني كه خواستم كفن زهرا را گره بزنم، به ام‌كلثوم، زينب،‌ حسن و حسينم گفتم: بياييد از مادرتان توشه‌اي برگيريد كه اين آغاز جدايي است و ديدار بعدي در بهشت خواهد بود.
حسن و حسين به طرف مادر آمدند؛ در حالي كه چنين مي‌گفتند: اندوه و حسرتي كه از فقدان جدّمان پيامبر و مادرمان فاطمه داريم هرگز خاموش نمي‌شود. اي مادر حسن! اي مادر حسين!‌ هنگامي كه جدّمان محمد مصطفي را ديدي سلام ما را به او برسان و بگو بعد از تو ما در دنيا يتيم شديم.
علي فرمود:
به خدا سوگند مشاهده كردم كه زهرا با ناله و اندوه با دو دست فرزندانش را گرفت و مدتي به سينه چسباند كه ناگاه هاتفي از آسمان ندا داد كه اي ابوالحسن آنان را از آغوش مادر برگير كه به خدا سوگند اين دو فرزند، ملائكه آسمان را به گريه انداختند؛...».
و بدين سان زينب مادري مهربان، ‌مونسي عطوف و پناهي آرام‌بخش را در سنين كودكي از دست مي‌دهد كه غم هجران او بر قلب كوچكش سنگيني مي‌كند. ولي او كه مسئله آموز مكتب پيامبر و فاطمه و علي است لحظه‌اي و ذره اي در راه هدف خود ترديد نمي‌كند و با استواري گام برمي‌دارد و رسالتش را به انجام مي‌رساند.
.....................................................................................................................................
بعد از مادر
ديگر شمع وجود مادر روشني بخش خانه علي نيست. لزوم نگهداري از فرزندان فاطمه ايجاب مي‌كرد كه شخصي عهده دار اين مهم شود. فاطمه اين امر مهم را در آخرين روزهاي زندگيش پيش بيني كرده بود و مادري مهربان براي فرزندانش و همسري براي علي در نظر گرفته و ازدواج با او را به علي توصيه نموده بود. اين افتخار نصيب بانوي بزرگواري به نام «امامه» شد كه به فرموده فاطمه براي فرزندانش همانند خود او بود.
زينب بعد از مادر در سايه تربيتهاي پرمهر پدري چون علي و در كنار برادراني چون حسن و حسين رشد مي‌يابد و از همان دوران كودكي مشكلات فراوان و فشارهاي روحي بي‌شماري را تجربه كرده و در برابر آن‌ها مقاومت مي‌كند و بدين گونه دوران كودكي را پشت سر مي‌گذارد.
هر چند زينب كوچكتر از حسن و حسين است،‌ ولي از آن‌جا كه دختر فاطمه و دست پرورده اوست و عطر مهر مادري چون فاطمه از او تراوش مي‌كند،‌ علاقه و پيوند روحي و عاطفي‌اي كه ميان او دو برادرش وجود دارد، وصف ناشدني است. و اين ارتباط روحي تا پايان عمر استمرار مي‌يابد و زينب لحظه‌اي نمي‌تواند دوري و اندوه اين جگرگوشگان فاطمه را تاب بياورد و چنانكه خواهيم ديد تا آخرين لحظات،‌ چون مادري مهربان به آنان عشق مي ورزد و هر و محبت نثارشان مي‌كند و چيزي نمي‌تواند مانع اين پيوند و بستگي گردد.
.....................................................................................................................................
زندگي مشترك
اينك زينب به سالهاي تشكيل زندگي مشترك نزديك شده است. او مي‌داند كه ازدواج براي هر زني حق طبيعي و شرعي است و روي گرداني از اين سنت، خارج شدن از آئين پيامبر اسلام است.
ولي زينب با ازدواج كه عمل به سنت پيامبر خداست،‌ رسالت بزرگي را كه بر دوش دارد فراموش نمي‌كند. او مي‌داند كه بايد در تمام صحنه ها و لحظه ها در كنار برادرش باشد. او مي‌داند كه به ثمر نشستن قيام حسين و شهادت عزيزانش، نيازمند آزادگي در اسارت، صبر و پايداري،‌ و پيام رساي او به گوش تاريخ بشريت است.
از اين رو زينب در قرارداد ازدواجش شرط همراهي با برادرش حسين را قيد مي‌كند تا از وظيفه مهم خود باز نماند. از شخصيتي متعهد به اسلام و دوستدار اهلبيت، چون عبدالله بن جعفر كه به خواستگاري دختر علي آمده است، انتظاري جز پذيرش اين شرط نيست. به هر صورت مراسم خواستگاري پايان مي‌يابد و عبدالله بن جعفر به افتخار همسري زينب كبري نائل مي‌گردد.
.....................................................................................................................................
همسر زينب
عبدالله از فرزندان جعفر است و جعفر، فرزند ابوطالب و برادر علي و از جانبازان جبهه موته و شهيدان بزرگ اسلام است. شخصيت جعفر بن ابي‌طالب را كه معروف به جعفر طيار است، مي‌توان از اظهار علافه و سخنان پيامبر اكرم درباره او دريافت. هنگام فتح خيبر،‌ زماني كه جعفر از حبشه مراجعت كرد پيابمر او را آغوش گرفت و ميان ديدگانش را بوسيد و فرمود: نمي‌دانم به خاطر كدام يك خوشحال‌تر باشم، به خاطر ورود جعفر يا فتح خيبر؟ و رسول خدا او را در جوار مسجد منزل دادند.
زماني كه جعفر در جبهه موته جنگيد و دو دستش قطع شد و حاضر نشد پرچم را بر زمين بيفكند،‌ پيامبر خدا فرمودند: خداوند به جاي دو دست دو بال به جعفر عنايت كرد كه در بهشت با آن‌ها پرواز كند و از همين روست كه او به جعفر طيار معروف شد.
عبدالله در حبشه متولد شد و اين ولادت زماني رخ داد،‌ كه جعفر به همراه همسرش و عده‌اي ديگر از مسلمانان بر اثر فشار دشمنان اسلام و به پيشنهاد پيامبر اكرم(ص)‌ به حبشه هجرت كرده بود. عبدالله بعد از شهادت پدرش جعفر مورد محبت و علاقه پيامبر اكرم بود.
در تاريخ آمده است: هنگامي كه جعفر پدر عبدالله به شهادت رسيد،‌ پيامبر فرمود: فرزندان جعفر را نزد من بياوريد. حضرت آنان را در آغوش عطوفت خود گرفت،‌ بوسيد و چشمهايش پر از اشك شد. و اين گونه از عبدالله كه كودكي بيش نبود تفقد و دلجويي فرمود.
بعد از پيامبر اكرم تاريخ شاهد رشادتها و فداكاريهاي عبدالله در كنار اميرالمؤمنين(ع) بوده و او در جنگ صفين از شجاعان صحنه نبرد به شمار رفته است و جود و سخاوت او نيز در آن زمان زبانزد بوده است.
بالاي صفحه

.....................................................................................................................................
در محيط خانه
بدون شك در دورانهاي مهم تربيت انسان و شكل‌گيري شخصيت او دوران كودكي است. تأثير پذيري انسان از محيط و اطرافيان خود در اين دوره، به مراتب بيشتر و عميقتر از دوره‌هاي ديگر زندگي است. اعمال، رفتار،‌ برخوردها و به طور كلي شيوه معاشرت پدر و مادر در خانه و كيفيت ارتباط آنان با يكديگر و ديگر افراد، در روح و خلق و خوي فرزند اثري مستقيم خواهد گذاشت،‌ روح حساس و لطيف فرزند را تحت تأثير خود قرار خواهد داد.
اصولاً پدر و مادر مي‌توانند، زشتي و زيبايي رفتار وسلوك خود را در آينه شفاف و زلال كودك خود بنگرند و حركات،‌ روحيات و خصلت هاي كودكشان را نمونه‌اي از روحيات و صفات خود بدانند.
به خاطر اين روح الگو خواهي و تربيت پذيري ،‌پيرامون تربيت كودكان و پرورش فكري، اعتقادي و اخلاقي آنان در روايات توصيه هاي فراواني شده است. تأثير اين تربيتها، به قدري است كه علي(ع) قلب كودك و مركز دريافت هاي او را همانند زمين خالي و بدون كشتي مي‌داند كه هر بذري را پذيراست.
بنابراين مي‌توان شخصيت و آينده كودك را مرهون تربيتها و پرورشهاي عملي پدر و مادر دانست كه فرزند به صورت الگو از آنان كسب كرده است.
اما زينب، در خانه اي تربيت و رشد يافت،‌ كه عالي ترين نمونه زندگي خانوادگي است و در طول تاريخ بشر خانواده‌اي به اين بزرگي و عظمت نيامده است و نخواهد آمد. شخصيت زينب در خانه اي شكل گرفت كه نور ايمان در آن مي درخشيد و سرشار از صفا و صميميت و آكنده از معنويت و عشق به خدا بود. خانه اي كه پدري چون علي دارد و مادري چون فاطمه، پدر و مادر معصومي كه تمايلات نفساني و هوي و هوس در آنان راه نداشت و انگيزه حركتها و فعاليتهايشان فقط انجام وظيفه الهي بود. آنان جز به رضاي خدا به چيزي ديگر نمي انديشيدند و جز براي پيشرفت اسلام و نجات بشريت گام برنمي‌داشتند.
زينب در اين محيط و تحت تربيت چنين پدر و مادري رشد مي‌يابد و در چنين مدرسه اي معارف الهي و آداب اسلامي را فرا مي‌گيرد و به تربيت ديني و فضائل اخلاقي دست مي‌يابد و به كمال مي‌رسد.
و بدين گونه مهم‌ترين و اساسي‌ترين كلاس آموزش خانه‌داري، شوهرداري،‌ تربيت فرزند،‌ اداره زندگي و به طور كلي آداب معاشرت زينب، دوراني بود كه در كنار مادرش حضور داشت و از رفتار و شيوه زندگي او الگو مي‌گرفت تا زماني او نيز همچون مادرش ـ كه زيباترين و خدايي‌ترين زندگي را گذراند ـ در خانه شوهر انجام وظيفه كند.
او شاهد بود كه چگونه مادرش براي ايجاد كانوني آرام‌بخش و انباشته از صفا و صميميت و روح و معنويت تلاش مي‌كرد. او اين سخن پدرش را شنيده بود كه مي‌فرمود: وقتي به خانه مي آمدم و به زهرا نگاه مي‌كردم،‌تمام غم و غصه هايم برطرف مي‌شد و او هيچ گاه مرا خشمگين نكرد.
زينب نمونه باشكوه صميميت،‌ همدلي و همراهي را در كانون پرمهر پدر و مادر خويش مشاهده كرده بود، و لذت آن را از ياد نمي برد. او شاهد تلاشهاي مادرش در خانه بود و دستهاي تاول زده مادر و زحمتهاي خانه‌داري را ديده بودو اجر و پاداش كار در خانه را باور داشت.
او تعاون و همكاري در خانه را از پدر و مادرش آموخته بود و مي‌ديد كه پدر هيزم و آب خانه را تهيه مي‌كرد و مادر آسيا مي‌كرد، خمير مي ساخت و نان مي پخت.
زينب، مهر و محبت مادر را نسبت به فرزندان از ياد نمي برد و عطوفت هاي مادر از شيرين ترين خاطره‌هاي او بود. او سخنراني مادرش در مسجد ـ در رفاع از كيان اسلام و ولايت ـ را فراموش نمي‌كرد و از آن درس دينداري و حراست از دستاوردهاي جدّ بزرگوارش پيامبر اكرم را فرا مي‌گرفت و حمايت از دين خدا را براي خود فرض و لازم مي دانست.
و بالاخره شخصت والايي چون زينب كبري كه در كانون ولايت رشد يافته و در سايه اين تربيتها بزرگ شده است،‌ دريايي است از معرفت و فضيلتهاي انساني و تجربه هاي اخلاقي و تربيتي كه از پدر و مادرش فرا گرفته است. او اكنون به خانه شوهر مي‌رود و كانون زندگي را تشكيل مي‌دهد و به عنوان مربي بزرگ و نمونه‌اي در سنگر مقدس خانه‌ انجام وظيفه مي‌كند و براي اسلام فرزندان برومندي را تربيت مي‌كند كه نتايج درخشان آن را در آينده تاريخ زندگاني زينب ملاحظه خواهيم كرد.
بالاي صفحه

.....................................................................................................................................
در مكتب پدر
بانوي بزرگ اسلام زينب كبري حدود سي و پنج سال داشت كه پدرش علي به شهادت رسيد. او بدون ترديد از دوران حيات پدر بزرگوارش آگاهي‌ها و بهره‌هاي فكري و معنوي فراواني گرفته است و خاطرات زيادي از دوران پدر دارد. خاطرات تلخ و شيريني كه هر كدام در شكل‌گيري شخصيت زينب و سازندگي او تأثير عميقي داشته است.
.....................................................................................................................................
صبر و بردباري
او روزها و سالهاي مظلوميت پدر را خوب به ياد داشت و شاهد بود كه بعد از رحلت پيابمر اسلام، ‌ولايت پدرش را كه بزرگترين شخصيت جهان اسلام بعد از پيامبر بود، ناديده گرفتند و بر جايگاهي كه پيامبر بعد از خود براي علي(ع) تعين كرده بود و كراراً آن را گوشزد مي‌كرد و مسلمانان را به آن توصيه مي‌فرمود عاصبانه تكيه زدند و حق او را ضايع ساختند. بر كرسي هوسها نشستند و خود را جانشين و خليفه پيامبر خواندند. و اميرالمؤمنين كه جز به حفظ اسلام و مصالح مسلمين نمي انديشيد همچنان صبر پيشه كردو رضايت خدا را بر هر چيز مقدم داشت و بيست و پنج سال سكوت اختيار كرد.
زينب در اين دوران،‌ حوادث را به دقت پيگيري مي‌كرد و بر بينش و آگاهيهاي خود مي افزود. هواپرستي و دنيا طلبي بسياري را مي‌ديد،‌ دوست و دشمن را به خوبي از يكديگر تميز مي‌داد و شاهد كينه‌توزي‌هاي ابوسفيان‌ها و معاويه ها بود. دشمنان نقابداري كه در ظاهر،‌ لباس اسلام بر تن كرده بودند و سنگ اسلام به سينه مي‌زدند و در باطن و حقيقت براي نابودي آن نقشه مي كشيدند و حقايق را وارونه جلوه مي دادند.
زينب،‌ همه اين دشمني‌ها را مي‌ديد و عظمت صبر پدر را درمي‌يافت. هم او كه فرمود:
«صبرت و في العين قديً و في الحلق شجاً» شكيبايي ورزيدم همچون كسي كه خاشاك چشمش را پر كرده و استخوان راه گلويش را گرفته است.
زينب از صبر او الهام مي‌گرفت و درس فداكاري مي آموخت. مي آموخت كه چگونه بايد تمام مشكلات و رنجهاي راه خدا را تحمل كرد، محروميتها را پذيرا شد و مصالح فردي را فداي مصلحت اسلام كرد.
.....................................................................................................................................عدالت گستري
دوران بيست و پنج سال مظلوميت و سكوت سپري مي‌شود؛ مردم به خانه اميرالمؤمنين هجوم مي‌آورند و علي(ع) كه انديشه اي جز حق در او راه ندارد براي رهايي بخشيدن مردم از ظلمها،‌ بي‌عدالتي‌ها و انحرافاتي كه بعد از پيامبر اكرم دامنگير آنان شده بود، زمام حكومت را در دست مي‌گيرد.
پنج سال حكومت علي(ع) براي زينب بسيار آموزنده و الهام بخش بود. عدالت گستري در آن دوران چنان اوج داشت كه بسياري از كسان كه به هوس متاع دنيا، رياست، پست و مقام و ثروت اندوزي به سوي علي روي آورده بودند از دشمنان سرسخت و ستيزه جوي او شدند. آنان ظطاقت شنيدن سخني چون: «به خدا قسم آن‌چه از عطاياي عثمان، و آن‌چه بيهوده از بيت المال مسلمين به اين و آن بخشيده،‌ بيابم به صاحبش برمي‌گردانم؛ گرچه زناني را به آن كابين بسته يا كنيزاني را با آن خريده باشند.» را نداشتند.
آنان ديدند كه حضرت در برابر درخواست برادرش عقيل كه به خاطر فقر چيزي از گندمهاي بيت‌المال مي‌طلبيد،‌ آهني گداخته به بدن او نزديك كرد و در مقابل ناله برادرش عقيل،‌ فرمود: «زنان در سوگ تو بگريند! از آهن تفتيده اي كه انساني آن را به صورت بازيچه، سرخ كرده ناله مي‌كني!‌ اما مرا به سوي آتشي مي كشاني كه خداوند جبار با شعله خشم و غضبش برافروخته است!‌ تو از اين مي نالي و من از آتش سوزان نالان نشوم؟».
قضاوت حضرت درباره دخترش ـ كه گردنبندي را از بيت‌المال به امانت گرفته بود ـ كه «اگر اين امانت را از بيت المال به صورت عاريه ضمانتي نگرفته بودي نخستين زن هاشمي بودي كه دستت را به خاطر دزدي قطع مي‌كردم» ريشه هاي طمع را در آنان مي سوزاند.
بالاي صفحه

.....................................................................................................................................
ظلم ستيزي
دوران حكومت علي (ع) سراسر مبارزه و جنگ با دشمنان عوام فريبي بود كه ناآگاهان جامعه و دنياطلبان را آلت دست قرار مي دادند تا بهتر و بيش‌تر بتوانند به هوس ها و دنياطلبي هاي خود دست يابند. علي و اسلام،‌ دشمنان خطرناك و مكار و حيله‌گري چون معاويه را در برابر خود داشت؛ كه از همه چيز حتي مقدسات مردم براي پيشبرد اهداف شوم خود استفاده مي‌كردند. دشمنان نادان و كج فهمي چون خوارج كه در پناه پوسته‌اي از ديانت با علي دشمني مي‌كردند و جمل سواراني كه عايشه همسر پيامبر را سپر خود ساخته بودند و ... و علي كه براي عدالت‌گستري و ظلم ستيزي حكومت را در دست گرفته بود، جز مبارزه‌اي سخت، طولاني و طاقت‌فرسا راهي در پيش خود نمي يافت.
زينب حوادث دردناك بعد از پيامبر را مشاهده مي‌كرد، از آن عبرت مي‌گرفت و درس مي آموخت و بر بينش اجتماعي، سياسي و تاريخي خود مي افزود و افزون بر اين از شجاعت، زهد، عبادت و فضيلت‌هاي بيشمار پدرش الهام مي‌گرفت. او كه در مكتب چنين پدري درس آموخته بود، تمام آموخته‌هاي خود را در صحنه‌هاي بزرگي چون كربلا، كوفه، شام و... به نمايش گذارد، و با تدبير و درايت، شجاعت و شهامت، صبر و استقامت و زهد و عبادت خود را ثابت كرد كه دختر پدري است كه تمامي عمر خود را در راه خدا و رضاي او سپري كرده، با قدرت صبر پيشه ساخته، با شهامت عدالت گسترده، با شجاعت دشمن‌ستيزي كرده و بالاخره همه چيز را فداي محبوب خويش ساخته است.
.....................................................................................................................................
در سوگ پدر
سحرگاه نوزدهم رمضان سال 40 هجري صدايي آسمان و فضاي شهر كوفه را پر كرد كه خبر از شهادت امام عدالت و راستي، در محراب عبادت مي‌داد. مردم و شيعيان كوفه سراسيمه خود را به امام خويش مي رسانند تا از حال او جويا شوند. زينب عليها السلام، همچون ديگر فرزندان آن حضرت از اولين افرادي بود كه خود را به بالين پدر رساند و فرق شكافته‌اش را نظاره كرد.
زينب بانويي است حدود سي و پنج ساله و سرشار از عواطف و احساسات. او تعلق خاطري بس عميق با پدري دارد كه سي سال در سايه محبت هاي او آرام گرفته است. او چگونه خود را به پدر رسانده است؟ چه سخني به هنگام ديدن چهره خونين و سر شكافته پدر داشته است؟ پاسخ اين پرسش‌ها به خوبي روشن نيست. ولي ندبه هاي جانسوز زينب و بيان درد جانگدازش بر بالين پدر كه صداي مردم بيرون از اتاق را به ناله بلند كرد، بيانگر عمق مصيبتي است كه بر جان زينب وارد شده است. حادثه‌اي كه دل سنگ را آب مي‌كند و دوستان حضرت را بيتاب، معلوم است با روح لطيف و دل پر مهر و عطوفت دختري چون زينب چه خواهد كرد.
شهادت اميرالمؤمنين و جدايي زينب از پدر بسيار سخت و گران است. او بعد از وفات جدش رسول خدا و شهادت مادرش فاطمه زهرا (س) دل به پدر بسته بود. سايه پر مهر پدر، آرام بخش روح و جان داغديده او بود. اما اكنون بايد از اين كانون محبت دل برگيرد و درد فراق پدر را بر دردهاي دلش بيفزايد. و او كه تربيت شده مكتب اين چنين پدري است و جز به رضاي خدا نمي انديشد، جز صبر بر نمي‌گزيند.
دوران امامت امام حسن مجتبي عليه السلام
بهترين راه براي ترسيم تابلويي روشن از اوضاع مردم در زمان امام مجتبي (ع)، بررسي تحليل‌هايي است كه علي (ع) در باره مردم كوفه دارد؛ زيرا زعامت همان مردم بعد از علي به عهده امام مجتبي واگذار شده است. مردمي كه از نظر عقل و شعور ـ به تعبير علي (ع) ـ همانند كودكان هستند و از نظر بي تعهدي و بي‌وفايي آنچنانند كه علي (ع) آروز مي‌كند: «اي كاش آن‌ها را نديده بودم!» و يا خواهان اين است كه ده نفر از لشكريان خود را بدهد و يك نفر از شاميان را بگيرد.
امام مجتبي با چنين مردمي و با چنان روحيه‌هايي سر و كار داشت و طبيعي است كه كار كردن با اين مردم و مبارزه با دشمن به وسيله اين جمعيت، بي فايده است و بدانجا مي انجامد كه سجاده از زير پاي امام مي‌كشند، به ايشان اهانت مي‌كنند و حضرت را مجروح مي‌سازند.
زينب در روزگار برادرش امام مجتبي همانند روزگار مظلوميت پدرش، شاهد بي وفايي مردم و توطئه‌هاي حساب شده دشمنان و تبليغات گسترده و دقيق معاويه و در نهايت تنها ماندن و مظلوميت برادرش امام مجتبي است. او جامعه و زمان خود را به خوبي مي‌شناسد و مي‌داند كه ايستادگي در برابر ظلم و قيام عليه ظالم علاوه بر رهبري انساني كامل و عبدي صالح به عنوان امام معصوم نيازمند امتي با وفا و گوش به فرمان است.
او به خوبي دريافت كه مدعيان پيروي از اهلبيت در هنگام سختي و امتحان به سرعت رو به كاستي مي‌گذارند و همه ارزش‌هاي ديني و معنوي را به دنياي فاني مي فروشند و امام معصومي چون امام مجتبي را فداي آمال و آرزوهاي شيطاني خود مي‌كنند. زينب دوست و دشمن واقعي را مي‌شناسد و جز تسليم و انقياد و آمادگي براي اجراي منويات امامش از خود هيچ اراده و خواستي ندارد. زينب در اين مدت خود را در رنج‌هايي كه امام مجتبي از مردم نابكار آن زمان مي‌كشيد، سهيم و شريك مي‌دانست و شاهد خون جگر خوردن برادرش امام مجتبي (ع) بود. او شهادت مظلومانه برادر و اهانت به جنازه آن عزيز را به چشم خود ديد و چه اشك‌هاي غم كه از ديدگانش جاري گشت و چه داغ‌ها كه بر دل سوخته اش نهاده شد. عظمت و بزرگي اين مصيبت‌ها، دردها، رنج‌ها و غم‌ها را زينب در شب عاشورا بر زبان جاري ساخت. آن هنگام كه از اشعاري كه سيدالشهدا خواند، دريافت كه مصيبت شهادت امام حسين و يارانش فرود آمده است؛ بانگ برداشت كه «واي از اين مصيبت؛ كاش مرگ زندگيم را نابود ساخته بود! امروز همانند روزي است كه مادرم فاطمه و پدرم علي و برادرم حسن از دنيا رفتند...».
باري شعار زينب در تمام اين مصائب، همان شعار سيدالشهداست كه در اوج مصيبت‌هاي سهمگين كربلا زير لب زمزمه كرد: «... صبرا علي قضائك، لااله سواك يا غياث المستغيثين». «خداوندا! در برابر قضا و قدر تو شكيبايم. جز تو معبودي نيست اي فريادرس دادخواهان».

وصاف حضرت مریم (ع) در قرآن مجید

"و مریم ابنت عمران التى احصنت فرجها فنفخنا فیه من روحنا..."
این آیه عطف است به جمله"امرأت فرعون"، و تقدیرش این است که: "و ضرب الله مثلا للذین امنوا مریم... ـ خداوند مریم را مثل زده براى کسانى که ایمان آورده‏اند...".
در خصوص مریم (ع) مى‏بینیم که به نام مبارکش تصریح نموده، ولى درباره همسر فرعون چنین کارى نکرد، اصولا در قرآن کریم جز مریم نام هیچ زنى برده نشده، تنها آن جناب است که در حدود بیست و چند سوره و در سى و چند آیه نام او را برده است.


"التى احصنت فرجها فنفخنا فیه من روحنا" ـ در این قسمت از آیه مریم را به خاطر عفتش مى‏ستاید، و ستایش مریم (ع) در قرآن کریم  مکرر آمده، و شاید این به خاطر رفتار ناپسندى باشد که یهودیان نسبت به آن جناب روا داشته، و تهمتى باشد که ایشان به وى زدند، و قرآن کریم در حکایت آن مى‏فرماید: "و قولهم على مریم بهتانا عظیما" (1) و در سوره انبیاء هم نظیر این قصه آمده مى‏فرماید: "و التى احصنت فرجها فنفخنا فیها " (2) .


اصولا در قرآن کریم جز مریم نام هیچ زنى برده نشده، تنها آن جناب است که در حدود بیست و چند سوره و در سى و چند آیه نام او را برده است.
"و صدقت بکلمات ربها" ـ یعنى مریم کلمات پروردگار خود را که به قول بعضى (3) همان وحى انبیا باشد، تصدیق کرد. بعضى (4) دیگر گفته‏اند: مراد از کلمات خداى تعالى در اینجا وعده و تهدید و امر و نهى خداست. ولى این وجه درست نیست، زیرا بنا بر این، دیگر احتیاج نبود نام کتب خدا را ببرد، چون کتب آسمانى همان وعده و وعید و امر و نهى است.
"و کتبه" ـ منظور از کتب خداى تعالى همان کتبى است که شرایع خداى تعالى در آن است، شرایعى که از آسمان نازل شده، مانند کتاب تورات و انجیل، و اصطلاح قرآن هم در کتب آسمانى همین است، و شاید منظور از تصدیق کلمات پروردگارش و تصدیق کتب خداى تعالى این باشد که مریم (ع) صدیقه بوده، همچنان که در آیه زیر فرموده: "ما المسیح بن مریم الا رسول قد خلت من قبله الرسل و امه صدیقة" (5) .

 

 مقاله مذهبی - اوصاف حضرت مریم (ع) در قرآن کریم


"و کانت من القانتین" ـ یعنى مریم از زمره مردمى بود که مطیع خدا و خاضع در برابر اویند، و دائما بر این حال هستند، و اگر مریم (ع) را با اینکه زن  بود، فردى از قانتین خواند با اینکه کلمه مذکور جمع مذکر است، بدین جهت بود که بیشتر قانتین مردان هستند.
مؤید اینکه قنوت به این معنا است. این است که قنوت به همین معنا در آیه‏اى دیگر، در خصوص مریم (ع) آمده، آنجا که ملائکه به حکایت قرآن کریم مریم را ندا داده مى‏گویند: "یا مریم اقنتى لربک و اسجدى و ارکعى مع الراکعین" (6) .


ولى بعضى (7) از مفسرین احتمال داده‏اند مراد از قانتین خصوص قوم و قبیله خود مریم باشد، چون آن جناب از خاندان و از بیتى به وجود آمد که عموما اهل صلاح و طاعت بودند.
ولى این احتمال بعید است، اولا به خاطر وجهى که قبلا ذکر کردیم، و ثانیا به خاطر اینکه آیه شریفه در مقام تعریض به دو تن از زنان رسول خدا (ص) است، و در چنین مقامى مناسب آن است که منظور از قانتین عموم اهل طاعت و خضوع براى خدا باشد.

 

 

بحث روایتى
در تفسیر برهان از شرف الدین نجفى، و او بدون ذکر سند از امام صادق (ع) روایت کرده که در شان نزول آیه شریفه "ضرب الله مثلا للذین کفروا امرأت نوح و امرأت لوط..."فرموده: این مثل را خداى تعالى براى عایشه و حفصه زده، که علیه رسول خدا (ص) و در دشمنى با آن جناب دست به دست هم داده، سر او را فاش کردند (8) .
و در مجمع البیان از ابو موسى از رسول خدا (ص) روایت کرده که فرمود: از مردان، بسیارى به حد کمال رسیدند، ولى از زنان به جز چهار نفر به حد کمال نرسیدند، اول آسیه دختر مزاحم همسر فرعون، و دوم مریم دختر عمران، و سوم خدیجه دختر خویلد، و چهارم فاطمه دختر محمد (ص) بودند (9) .


 
و در الدر المنثور است که احمد و طبرانى و حاکم، (وى حدیث را صحیح دانسته)، از ابن عباس روایت کرده‏اند که گفت: رسول خدا (ص) فرموده: افضل زنان اهل بهشت، خدیجه  دختر خویلد، و فاطمه دختر محمد (ص)، و مریم دختر عمران، و آسیه دختر مزاحم همسر فرعون است، و در فضیلت او همین بس که خداى تعالى داستانش را در قرآن براى ما ذکر کرده که گفت: "رب ابن لى عندک بیتا فى الجنة" (10) .
و در همان کتاب آمده که طبرانى از سعد بن جناده روایت کرده که گفت: رسول خدا (ص) فرمود : خداى تعالى مریم دختر عمران و همسر فرعون و خواهر موسى را در بهشت به ازدواج من در آورد (11) .

 

پى‏نوشت‏ها:


1) و بهتان بزرگى که به مریم زدند، سوره نساء، آیه .156
2) و به یاد آور زنى را که دامان خود را از آلودگى به بى‏عفتى پاک نگهداشت و ما از روح خود در او دمیدیم.سوره انبیاء، آیه .91
3و 4) روح المعانى، ج 28، ص .164
5) مسیح پسر مریم غیر از فرستاده‏اى نبود، فرستاده‏اى که قبل از او هم فرستادگانى بودند و مادرش صدیقه و راستگو بود.سوره مائده، آیه .75
6) اى مریم! براى پروردگارت قنوت و سجده کن، و با راکعان رکوع کن.سوره آل عمران، آیه .43
7) تفسیر قرطبى، ج 18، ص .204
8) تفسیر برهان، ج 4، ص .325
9) تفسیر مجمع البیان، ج 10 ، ص .320
10و 11) الدر المنثور، ج 6، ص .246
کتاب: ترجمه تفسیر المیزان، ج 19، ص 578
نویسنده: علامه طباطبایى

معجزات پيامبران

معجزات پيامبران

درقرآن كريم ببرخي ازمعجزات انبيااشاره شده است كه ذيلابدان ميپردازيم

 1-نوح(كشتي وطوفان) فكذبوه فانجيناه والدين معه في الفلك ..64اعراف

 2-هود(عذاب قوم او) وقطعنآدابرالذين...72اعراف

3-صالح(ناقه اووعذاب قوم)73و77و78اعراف

4-ابراهيم(سردشدن اتش براو) ياناركوني بردا..69انبيا

 5-لوط(عذاب قوم او) 84اعراف

  6-شعيب (عذاب قوم او) 91اعراف      

 7-ايوب(برگشت بوضعيت اول)84انبيا

  8-موسي(عصا-يدبيضا-طوفان-جراد-قمل-ضفادع-خون-شكافتن دريا-طوردربالا)

في تسع آيات الي فرعون و..133و107و108اعراف و93بقره

 9-عيسي(تكلم درمهد-ساختن مرغ ازخاك-شفاي كورمادرزادوپيس-زنده كردن مردگان)46و249ال عمران

 10-داود(تسخيرباد-تسلط برزبان پرندگان-نرم بودن اهن دردست او-صنعت لباس جنگ)11سباو110مائده

11-سليمان(تسخيرباد-تسلط برديوان-چشمه مس-مرگ اوومورچه)12سبا 

12-محمدص(شق القمر – معراج – مباهله – قرآن - جنگ احزاب - حجاب ميان او و دشمنان - دفع توطئه يهوديان بني نظير - اصحاب فيل – مسجد ضرار – كوثر – نابود شدن استهزاكنندگان)

1قمرو1و45و88اسراو1كوثرو15حجرو107توبه و1فيل و11مائده و11احزاب و61ا ل عمران

اسامی پیامبران

يا لطيف

تعداد انبیاء الهی:

به سند معتبر روایت شده،ابوذر از حضرت رسول اکرم(ص) پرسید انبیاء الهی چند نفر بوده اند؟پیامبر اکرم در جواب فرمودند:۱۲۴۰۰۰ نفر،سپس پرسید چند نفر از آنها پیامبران مرسل بودند.آن حضرت فرمود:۳۱۳نفر از آنهاد مبعوث به رسات شده اند(مرسل بوده اند).

آنگاه پیامبر اکرم بیان داشتند،که اولین پیامبر بنی اسرائیل موسی وآخرین آنها عیسی بود و۶۰۰ نفر نبی در فاصله زمانی بین این دو نفر،ابلاغ رسالت می نموده اند.ابا ذر عرض کرد یا رسول ا... خداوند چند کتاب بر خلایق نازل فرمود،ایشان در جواب فرمودند ۱۰۴ کتاب۵۰ کتاب از آنها بر شیث ،۳۰صحیفه بر ادریس،۲۰صحیفه بر ابراهیم، تورات بر موسی،انجیل را بر عیسی،زبور را بر داود و فرقان را بر من نازل نموده ای است.

ابوذر پرسید،صحف ابراهیم چه بود؟ حضرت در جواب بیان داشت که همه امثال بوده است.



بعضی عقیده دارند که لقمان،ذوالقرنین وطالوت نیز از پیامبران بوده،ولی اغلب مفسرین وارباب حدیث بر این نظر دارند که آنها ااز پیامبران نبودند بلکه از عباد الصالحین می باشند.



اسامی پیامبرانی که در قرآن نام آنها ذکر شده به شرح زیرمی باشد:



¤ نوشته شده در ساعت 19:36 توسط مجتبی مرزبان


○ هر چه ميخواهد دل تنگت بگو ( 1 دلتنگي )





حضرت آدم(ع)

ادوار نبوت:دوره اول نبوت

لقب:خلیفۀ ا...

کنیه:ابوالبشر

معنای اسم:آدم=آفریده شده از سطح زمین

پدر ومادر خداوندمتعال آدم را ازخاک آفرید وجان دراو دمید.

تاریخ ولادت:قبل از هبوت آدم

مدت عمر: ۹۳۰

محل هبوت: آن حضرت در کوه صفاوبنا به قول مشهوردرکوه سراندیب فرود آمد.

محل دفن:نجف اشرف در کشور عراق

نسب:خدای متعال بعد از خلقت آسمان ها وزمین وسایر موجودات اراده فرمود،سرامد مخلوقات یعنی انسان را بیافریند ونخستین انسانو نخستین انسان وپیامبری که سرگذشت او در قرآن ذکر شده حضرت آدم است.

تعداد فرزندان:آن حضرت فرزندان زیادی داشت.

مختصری از زندگی نامه:

خداوند متعال بعد از اینکه آدم وحوا را آفرید،به آنها اجازه داد در بهشت زندگی کنند،واز تمامی نعمت های آن استفاده نمایند،بجز میوهی خاصی که آدم وحوارااز خوردن آن نهی کرد وفرمود:اگر به آن درخت نزدیک شوید

واز میو ه آن بخوریداز بهشت رانده خواهید شد.ولی باوسوسه های شیطان،به آن درخت نزدیک شده واز

میوه ی آنخوردند و خداوند آنها را ازبهشت بیرون راند وبه زمین فرستاد.آدم وحوا از عمل خود سخت پشیمان شدند وسالها به درگاه خداوند متعال گریه وزاری نموده وطلب آمرزش کردند.خدای مهربان توبه آنها را پذیرفت

واز خطایشان درگذشت.

فهرست سوره هایی که نام حضرت آدم درآنها ذکرشده:بقره،ال عمران،ماعده،اعراف،اسراء،کهف،مریم،طه،یس





حضرت ادریس(ع)

ادریس :نام آن حضرت در زبان عبری اخنوخ است.

پدر:یارد

مادر:بره

تاریخ ولادت:۸۳۰ سال بعد از هبوت آدم.

مدت عمر: ۳۶۵ سال

بعثت:در کوفه مبعوث شد.

محل دفن:آن حضرت به آسمان ها عروج کرد.

نسب:ادریس بن یارد بن مهلائیل بن قینان بن انوش بن شیث بن ادم(ع)

تعداد فرزندان:آن حضرت ۲ پسر داشت.

مختصری از زندگی نامه:

برخی آن حضرت را از این جهت ادریس نامیدند،که حکمتهای خداوند وسنت های الهی را درس میداده است.

وی با ۷۲ زبان مردم را بهسوی خدای یگانه دعوت می نمود. محل اقامت او در مسجد سهله در شهر کوفه بوده است.

چنانکه معروف است حضرت ادریس اولین کسی بوده است،که خط نوشت،جامه دوخت وخیاطی را تعلیم داد.

آن حضرت در زمینه ی علم نجوم وهندسه وحساب و فلسفه و...تبحر داشت وآنهارابه مردم زمان خود می آموخته است.نقل شده است:خداوند ۳۰ صحیفه بر ادریس نازل نمود.

فهرست سوره هایی که نام حضرت ادریس درآنها ذکرشده:مریم،انبیاء



¤ نوشته شده در ساعت 23:21 توسط مجتبی مرزبان


○ هر چه ميخواهد دل تنگت بگو ( 1 دلتنگي )





حضرت نوح(ع)

ادوارنبوت: دوره دوم نبوت

لقب:شیخ الانبیاء

معنای اسم:نوح=نوحه و اسامی دیگری نیز دارد.عبدالغفار،عبدالملک،عبدالسلام

پدر:لمک

مادر:قینوش

تاریخ ولادت:۱۶۴۲سال بعد از هبوط ادم

مدت عمر:بیش از هزار سال نوشته اند

بعثت:پیامبری ایشان در بابل،عراق و شام بود

محل دفن:نجف اشرف درکشور عراق

نسب:نوح بن متوشلخ بن اخنوخ بن یارد بن مهلا ییل بن قینان بن انوش بن شیث بن ادم(ع)

تعداد فرزندان:ان حضرت ۴ پسرداشت.

مختصری از زندگینامه:

حضرت نوح(ع) نخستین پیامبراولواالعزم است که خداونداورا با کتاب وشریعت جداگانه ای

بسوی مردم ان روزگار مبعوث نمود.هرچند ان حضرت سالیانی دراز،قوم خودرا به یکتا پرستی دعوت نمود، ولی نتیجه ای نبخشید،تا اینکه به امر خداوند کشتی بزرگی ساخت واز هر نوع حیوان یک جفت(نروماده)درانقرار داد و سپس خود و عده کمی از همراهان به علاوه سه فرزندش (سام-یافث-حام)و همراهانش در کشتی نشستند پس از ان چهل شبانه روز باران سیل اسایی بارید و بعد از اینکه اب فرو نشست کشتی بر قله کوه جودی و به روایت تورات ، بر کوه ارارات یا اغاری به خشکی نشست بدین ترتیب نوع بشر از بازماندگان کشتی نوح بوجود امد.

فهرست سورهایی که نام نوح در ان ذکر شده: ال عمران-نساء-انعام-اعراف-توبه-یونس-هود-ابراهیم-اسراء-مریم-انبیاء-حج-مومنین-فرقان-

شعراء-عنکبوت-احزاب-صافات-ص-غافر-شوری-ق-ذاریات-نجم-قمر-حدید-تحریم-نوح.



حضرت هود(ع)

معنای اسم :هود =هدایت یافته(در زبان عبری نام آن حضرت عابر است).

پدر: شالخ.

مادر: بکیه

تاریخ ولادت:۲۶۴۸سال بعد از هبوت آدم

مدت عمر:۴۶۰سال

بعثت: برای هدایت قوم عاد مبعوث شد.

محل دفن:نجف اشرف در عراق

بروایتی نسب آن حضرت:هود بن شالخ بن ارفشخد بن سام بن نوح(ع).

تعداد فرزندان: آن حضرت۳ پسر داشت.

مختصری از زندگینامه:

خداوند حضرت هود را برای هدایت قوم عاد مبعوث گردانید آن حضرت قوم خود را موعظه میکرد و فرمود:

ای قوم،اکنون من پیغمبر خدا هستم وبه راستی آمده ام ،تاشمارا به پرستش خدای یگانه دعوت کنم. ای مردم،بت پرستی را رها کنید تا سعادتمند شوید.آن قوم چون این سخنان را شنیدند،برسر وی ریختند واو را سخت زدند،بطوری که بی هوش شد.بعد از این واقعه باز هم از سوی خدا ندا رسید،کهقوم خود را موعظه کن،به درستی که ما تورا فراموش نخواهیم کرد.حضرت هود دوباره مردم را به خدا پرستی دعوت کرد.

ولی آنها ایمان نیاوردند وسر انجام به خاطر بی ایمانی مورد خشم خداوند قرار گرفتند ودر اثر وزش بادهای مسموم همه بجز گروه مومنین هلاک شدند.

فهرست سورههایی که نام هود(ع)در آنها ئکر شده است:اعراف، هود، شعراء



¤ نوشته شده در ساعت 23:18 توسط مجتبی مرزبان


○ هر چه ميخواهد دل تنگت بگو ( نميخواي چيزي بگي؟؟؟ )





حضرت صالح(ع)

معنای اسم:صالح=نیک نیکوکار

پدر: جابر

تاریخ ولادت:۲۹۷۳ سالبعد از هبوت آدم(ع)

مدت:۲۸۰سال

بعثت:برای هدایت قوم ثمود به پیامبری رسید.

محل دفن:نجف اشرف واقع در کشور عراق

بروایتی نسب آن حضرت:صالح بن جابربن ثمود بن عابر بن ارم بن سام بن نوح(ع).

مختصری از زندگینامه:

حضرت پیغمبر قوم ثمودبود. آن حضرت قوم خویش را از بت پرستی منع کرده وبه پرستش خدای یگانه دعوت می نمود،ولی آنان او را تکذ یب می کردند.عاقبت از آن حضرت معجزه ای خواستند وگفتند:

باید از دل کوه شتری همراه با بچه بیرون بیاوری،دران صورت به تو ایمان می اوریم پس ان حضرت دعا کرد و خداوند اجابت نمود ولی قوم ثمود گفتند: صالح سحر و جادو کرده سپس ناقه را کشتند حضرت صالح آنها را نفرين کرد و خداوند آن قوم را مورد خشم خود قرار داد و صداي وحشنتناکي از آسمان به گوش آنها رساند، که در نتيجه بجز گروه مومنين ، همه از ترس جان دادند.

فهرست سوره هایی که نام حضرت صالح درآن ذکر شده:اعراف،هود،شعراء



حضرت ابراهیم(ع)

ادوار نبوت:دوره ی سوم نبوت

لقب:خلیل ا...

معنای اسم:ابراهیم یا ابرام بزبان عبری به معنی پدر عالی است.

پدر:تارخ

مادر:ورقه

تاریخ ولادت:۳۳۲۳ سال بعد از هبوت آدم.

مدت عمر:۱۷۵ سال

بعثت:آن حضرت دربابل مبعوث شد.

محل دفن:در شهر خلیل الرحمان واقع در کشور فلسطین.

نسب:ابراهیم بن تارخ بن ناحور بن سروج بن رعوبن فالج بن عابربن شالخ بن ارفخشد بن سام بن نوح(ع).

تعداد فرزندان:بروایتی آن حضرت ۱۳ فرزند داشت.



مختصری از زندگینامه:

حضرت ابراهیم(ع)ازپیامبران اولواالعزم است. محل تولدش شهر(اور)در نزدیکی رودخانه ی فرات میباشد.آنحضرت در زمان سلطنت نی نیاس(نمرود ثانی) پسر سمیرا میس ملکه ی افسانه ای متولد شد ودر همانجا رشد نمود.چون آن حضرت بت ها را نکوهش می کردوآنها را در هم می شکست،در طول تاریخ به ابراهیم بت شکن مشهور شده است.حضرت ابراهیم نیز مانند دیگر پیامبران مردم را از بت پرستی منع وبه پرستش خدای یگانه دعوت می نمود،به همین جهت نمرود فرمان داد،او را به آتش اندازند،ولی آتش بر وی سرد شد وآنحضرت سالم ماند.تجدید بنای خانه کعبه بدست آنحضرت وفرزندش،اسماعیل که به ذبیح ا... معروف میباشد،صورت گرفته است.

فهرصت سوره هایی که نام ابراهیم در آن ذکر شده:بقره،آل عمران،نساء،انعام،توبه، هود، یوسف، ابراهیم، حجر، نحل، مریم ،انبیاء، حج ،شعراء، عنکبوت ،احزاب، صافات، ص، شوری، زخرف، ذارایات، نجم، حدید، ممتحنه، اعلی





¤ نوشته شده در ساعت 23:15 توسط مجتبی مرزبان


○ هر چه ميخواهد دل تنگت بگو ( 2 دلتنگي )





حضرت اسماعیل(ع)

لقب:ذبیح ا...

معنای اسم:اسماعیل=بنده وشنونده خدا

پدر:ابراهیم

مادر:هاجر

تاریخ ولادت:۳۴۱۸ سال بعد از هبوت آدم.

مدت عمر:۱۳۴ سال

بعثت:در شبه جزیره عربستان به پیامبری برگزیده شد.

محل دفن:مدفن آن حضرت در حجر اسماعیل کنار قبر مادرش هاجر می باشد.

نسب:اسماعیل بن ابراهیم خلیل ا...

تعداد فرزندان:آن حضرت ۱۲پسر داشت .

مختصری از زندگینامه:

حضرت اسماعیل بسیار مورد علا قه پدرش ابراهبم بود.حضرت ابراهبم در خواب دید،که خداوند فرمان می دهد،تا اسماعیل را قربانی کند.لذا به فرزندش گفت:بگو نظر تو در این باره چیست؟

اسماعیل گفت، پدر جان!آنچه را که بدان ماموری عمل کن انشاءا... مرا از صابران خواهی یافت.هنگامی که حضرت ابراهیم خواست اسماعیل را قربانی کند،لبه کارد به پشت پر گردانیده می شد و نمیبرید،درآن هنگام ندایی شنیده شد که می گفت:ای ابرا هیم به تحقیق ماموریت خود را بخوبی انجام دادی.بدنبال آن جبرءیل به عنوان فدایی اسماعیل آورد وحضرت ابراهیم آن راقربانی کرد.این سنت برای حاجیان به یادگار ماند،که هر ساله در منی قربانی انجام دهند.

فهرصت سوره هایی که نام اسماعیل در آن ذکر شده:بقره،آل عمران،نساء،انعام، ابراهیم،مریم ،انبیاء،ص



حضرت لوط (ع)

معنای اسم:لوط درزبان عبری به معنی پوشش است.

پدر:هاران

مادر:ورقه

تاریخ ولادت:۳۴۲۲ سال بعد از هبوت آدم.

مدت عمر:۸۰ سال

بعثت:آن حضرت برای هدایت قوم سدوم مبعوث شد.

محل دفن:قریه کفر بر یک در یک فرسنگی مسجدالخلیل در فلسطین.

نسب:لوط بن هاران بن تارخ بن ناحور،برادرزاده ابراهیم خلیل ا...

تعداد فرزندان:بروایتی آن حضرت ۱۲ دختر داشت.

مختصری از زندگینامه:

حضرت لوط از کسانی است،که ابراهیم خلیل ا... را از سرزمین اصلی خود(اور)به فلسطین همراهی کرد.تفسیر مجمع البیان شهر های قوم لوط را چهار تا نام برده است،که بزرگترین آنها سدوم بود و لوط نز در آن سکونت داشت.قوم لوط،اعمال بسیار زشتی انجام میدادند،که قرآن به بعضی از آنها تصریح فرموده وبرخی تنها اشاره کرده است.هرچه آنحضرت سعی نمود ،آنان رااز این اعمال باز دارد ،آنها نپذیرفتند.عاقبت عذاب الهی بر آنها نازل شد و قوم لوط را از صفحه روزگارمحوکرد.

فهرصت سوره هایی که نام لوط در آن ذکر شده:انعام،اعراف،هود،حجر،انبیاء،حج،شعرا،نمل،عنکبوت،صافات،ص،ق،قمر،تحریر







¤ نوشته شده در ساعت 23:11 توسط مجتبی مرزبان


○ هر چه ميخواهد دل تنگت بگو ( نميخواي چيزي بگي؟؟؟ )





حضرت اسحاق(ع)

معنای اسم:اسحاق در زبان عبری بمعنی تبسم است.

پدر: ابراهیم

مادر:ساره

تاریخ ولادت:۳۴۲۳ سال بعد از هبوت آدم.

مدت عمر:۱۸۰ سال

بعثت:آن حضرت در فلسطین مبعوث شد .

محل دفن:شهر خلیل الرحمان در کشور فلسطین.

نسب:اسحاق بن ابراهیم بن خلیل ا...

تعداد فرزندان:آن حضرت دو پسر داشت

مختصری از زندگینامه:

یکی از پیامبران مرسل حضرت اسحاق است.وی۵ سال پس از برادرش اسماعیل در حدود فلسطین متولد شد.هنگامی که چهل سال از عمرش گذشته بود،حضرت ابراهیم او را مامور نمود

که به فلسطین وکنعان برود ومردم آن دیار را به دین حق وراه راست هدایت نماید.آنحضرت،جد بنی اسراعیل است.جبرئیل به او بشارت داد که هزار پیامبر،از نسل او بوجود خواهند آمد،

که یکی از آنها حضرت موسی کلیم ا... می باشد.

فهرست سوره هایی که نام حضرت اسحاق(ع) در آن ذکر شده است:بقره،آل عمران، نساء،انعام، ابراهیم،مریم،انبیاء،ص،



حضرت یعقوب(ع)

لقب:اسرائیل

پدر:اسحاق

مادر:رفقه

تاریخ ولادت:۳۴۸۳ سال بعد از هبوت آدم.

مدت عمر:۱۴۷سال

بعثت:آن حضرت در فلسطین مبعوث شد .

محل دفن:جامع الخلیل واقع درکشور فلسطین.

نسب:یعقوب بن اسحاق بن ابراهیم خلیل ا...

تعداد فرزندان:آن حضرت ۱۲ فرزند داشت.



مختصری از زندگینامه:

حضرت یعقوب(ع)پنجاه سال اهل کنعان را به راه راست وشریعت حضرت ابراهیم(ع)دعوت نمود.آنحضرت مدت ۱۷ سال در مصر زندگی کرد.درهنگام وفات،فرزندعزیزش،حضرت یوسف رابعنوان وصی وجانشین خود معرفی کردووصیت نمود،جنازه اش رادر قدس الخلیل در جوار حضرت ابراهیم وساره مدفون سازد.از اندرزهای ایشان این است:که آدمی بایدخود کار کند وامرار معاش نماید وسربار دیگران نباشد.ایشان تمام عمر به هدایت وارشاد مردم پرداخت،به گونه ای که در ادب وعبادت واحترام به بزرگان وتربیت فرزندان،نمونه ومربی بزرگی بود.

فهرست سوره هایی که نام حضرت یعقوب(ع)درآن ذکر شده است:بقره،آل عمران،نساء انعام،هود،یوسف،مریم،انبیاء،عنکبوت،ص





¤ نوشته شده در ساعت 23:9 توسط مجتبی مرزبان


○ هر چه ميخواهد دل تنگت بگو ( نميخواي چيزي بگي؟؟؟ )





حضرت یوسف(ع)

لقب:صدیق

معنای اسم:یعنی خواهد افزود.

پدر:یعقوب

مادر:راحیل

تاریخ ولادت:۳۵۵۶ سال بعد از هبوط آدم.

مدت عمر: ۱۲۰سال

بعثت:ان حضرت در مصر مبعوث گردید ومقام وزارت هم داشت.

محل دفن:جامع الخلیل واقع در کشور فلسطین.

نسب:یوس بن اسحاق بن ابراهیم خلیل ا...

تعداد فرزندان:آن حضرت ۲ پسر و۱ دخترداشت.



مختصری از زندگینامه:

حضرت یوسف(ع)از پیامبران بنی اسراعیل است که در بین النهرین متولد شد.علاقهی بیش از حد پدرش به وی موجب گردید، تابرادرانش نسبت به آن حضرت حسادت نشان دهند. روزی به بهانه گردش اورا ازپدر جدا ساخته ودر چاهی انداختند ووانمود ساختند که گرگ او را دریده است.ازقضا کاروانی که از آنجا میگذشت،به قصد بیرون آوردن آب،سطلی را به داخل چاه انداختند ویوسف از چاه بیرون آمد.سپس آنها وی رادر بازار برده فروشان،به(بو تیفار)عزیز مصر فروختند.زلیخا،همسر عزیز مصر شیفته وی شد،اما چون نتوانست،او راآلوده سازد نزد شوهرش بدگویی وی رانمود وآن حضرت رابه زندان افکندند.حضرت یوسف در زمینه تعبیر خواب تبحر داشت وهمین امر باعث گردید تا از زندان آزادشود وبه لطف خداوند به فرمانروایی مصر برسد.

فهرست سوره هایی که نام حضرت یوسف در آن ذکر شده:انعام،یوسف،غافر



حضرت شعیب(ع)

لقب:خطیب آلانبیاء
پدر:صیفون
مادر:میکاء

تاریخ ولادت:۳۶۱۶ سال بعداز هبوت آدم.

مدت عمر۲۴۲ سال

بعثت:برای هدایت مردممدین وایکه مبعوث شد.

محل دفن:بروایتی آن حضرت در بیت المقدس مدفون است.

بروایتی نسب آن حضرت:شعیب بن صیفون بن عنفاء بن ثابت بن مدین بن ابراهیم(ع)

تعداد فرزندان:آن حضرت ۷ دختر داشت.

مختصری از زندگینامه:

حضرت شعیب پدر زن حضرت موسی بودهودر شهر مدین زندگی مکرد. زمانی که اهل مدین به لهو ولعب و بت پرستی روی آورده و کم فروشی را پیشه خود ساخته بودند.خداوند حضرت شعیب را بر انگیخت،تا آنها را هدایت نماید.آن حضرت قوم خود را موعظه کرده واز کارهای زشت منع می نمود ومی فرمود:در خرید وفروش به دیگران خیانت نکنید،که می ترسم عذاب خداوند برشما نازل شود.اما سران قوم وی را تهدید نمودند که توو پیروانت را از شهر بیرون خواهیم کرد.عاقبت شعیب آنان رانفرین نمود وزلزله عظیمی رخ داد وتمام آبادی ها وعمارات را بر سر مردم ناسپاس درهم شکست.حضرت شعیب وپیروان مومنش آن شهر را دوباره بنا نمودند.

فهرست سوره هایی که نام حضرت شعیب(ع) درآن ذکر شده:اعراف،هود،شعراء،عنکبوت





¤ نوشته شده در ساعت 23:6 توسط مجتبی مرزبان


○ هر چه ميخواهد دل تنگت بگو ( نميخواي چيزي بگي؟؟؟ )





حضرت ایوب(ع)

معنای اسم:ایوب کلمه عبری به معنای رجوع کننده به خداست.

پدر:آموص

مادر:یاحیر

تاریخ ولادت:۳۶۴۲ سال بعد از هبوط آدم.

مدت عمر:۱۴۰سال

بعثت:حضرت ایوب در سرزمین شام مبعوث شد.

محل دفن:بروایتی آن حضرت در بلاد حوران مدفون است.

نسب:ایوب بن آموص بن رزاح بن عیص بن اسحاق بن ابراهیم(ع)

تعداد فرزندان:آن حضرت ۷ پسر و۳ دختر داشت.

مختصری بر زندگینامه:

آنچه از قرآن وروایات مسلم است،این است که خدای تعالی اموال زیاد وفرزندان برومندی به حضرت ایوب عنایت کرد وسپس برای آزمایش،آنها را از وی گرفت وخودش را نیز به بیماری سختی مبتلا ساخت،تا میرچزان صبر وسپاس وی را بیازماید. پس از اتمام دوران بلا وآزمایش،به خاطر صبر اجیبی که حضرت ایوبدر این مدت از خود نشان داد،خداوند همه اموال و فرزندان او را به او باز گردانید.درتمام دوران مشقت وسختی که برای حضرت ایوب پیش آمد،همسرش نیز یار و مددکار وی بود.این شرح حال گفته رسول اکرم(ص)رابیاد می آورد،که فرمود:(بلاکش ترین مردم پیامبرانند).

فهرست سوره هایی که نام حضرت ایوب در آن ذکر شده:نساء،انعام،انبیاء،ص



حضرت موسی(ع)

ادوار نبوت:دوره چهارم نبوت

لقب:کلیم ا...

معنای اسم:از آب کشیده شده

پدر:عمران

مادر:یوکابد

تاریخ ولادت:۳۷۴۸ سال بعد از هبوت آدم.

مدت عمر: ۱۲۰ سال

بعثت:آن حضرت با برادرش هارون برای بنی اسراعیل مبعوث شد.

محل دفن:بروایتی در شش فرسنگی بیت المقدس مدفون است.

نسب:موسی بن عمران بن قاهث بن لاوی بن یعقوب بن اسحاق بن ابراهیم(ع)

تعداد فرزندان:آن حضرت ۲پسر داشت.

مختصری بر زندگینامه:

حضرت موسی از پیامبران اولواالعزم است،که در شهر منفیس ودر زمان سلطنت رامسس دوممتولد گردید. تولداو در زمانی اتفاق افتاد ،که فرعون نوزادان پسر بنی اسرائیل رامعدوم می کرد

به همین خاطرمادر حضرت موسی تا سه ماه او را به طور مخفیانه نگهداری نمودو بعد او را در صندوقی گذاشته،در رود نیل رها ساخت.از قضا آسیه زن فرعون آن حضرت را از آب گرفت واز او نگهداری نمود.موسی در قصر فر عون بزرگ شد و سرانجام،روزی خداوند او را به رهبری قوم یهود برگزید.حضرت موسی وبرادرش هارون،جهت نجاتبنی اسرائیل از جرم فرعون به مصر آمدند واو را به خدا پرستی دعوت نمودند.ولی فرعون با وجود معجزاتی که از موسی دید او را انکار کرد تا عاقبت همراه با لشکریانش در رود نیل هلاک شد.

فهرست سوره هایی که نام حضرت موسی(ع)درآن ذکر شده است:بقره، آل عمران، نساء، مائده،انعام،اعراف،یونس،هود،ابراهیم،اسراء،کهف، مریم،طه، انبیاء،حج،مومنون،فرقان،شعراء،نمل،قصص،عنکبوت،سجده،احزاب،صافات،غافر،فصلت،شوری،زخرف،احقاف،الذاریات،نجم،صف،نازعات،اعلی





¤ نوشته شده در ساعت 23:4 توسط مجتبی مرزبان


○ هر چه ميخواهد دل تنگت بگو ( نميخواي چيزي بگي؟؟؟ )





حضرت هارون(ع)

معنای اسم:هارون کلمه ای عبری به معنای کوه نشین است.

پدر:عمران

مادر:یوکابد

تاریخ ولادت:۳۷۴۵ سال بعد از هبوت آدم.(باتوجه به اینکه ولادت هارون قبل از موسی بوده،به دلیل تقدم درنبوت حضرت موسی،بعد از وی ذکر شده است).

مدت عمر:۱۲۳ سال

بعثت:آن حضرت با برادر خویش حضرت موسی برای هدایت بنی اسرائیل مبعوث شد.

محل دفن:کوه هور در طور سینا

نسب:هارون بن عمران بن قاهث بن لاوی بن یعقوب بن اسحاق بن ابراهیم(ع).

تعداد فرزندان:آن حضرت۴ پسر داشت.

مختصری از زندگینامه:

حضرت هارون نیز مانند حضرت موسی برقوم بنی اسرائیل مبعوث گردید.روزی که از جانب خداوند خطاب رسید:ای موسی!مردم بنی اسرائیل رااز مصر نجات ده وبه کنعان آور،موسی گفت:خدایا،برایم شریکی مقرر فرما واو هارون برادر من باشد،زیرا او از من فصیح تر است وخداوند نیز چنین کرد.هارون چون بلیغ ورسا سخن می گفت،به همین دلیل شریعت برادرشرا به بهترین نحو تبلیغ می کرد.

فهرست سوره هایی که نام حضرت هارون در آن ذکر شده:بقرهريا،نساء،انعام،اعراف،یونس،مریم،طه،انبیاء،مومنون،فرقان،شعراء،قصص،صافات



حضرت داود(ع)

لقب:نبی ا... الحکام

معنای اسم:داود= محبوب

پدر:ایشی

تاریخ ولادت: ۴۳۳۳ سال بعد از هبوط ادم

مدت عمر:۱۰۰ سال

بعثت:خداوند او را در فلسطین مبعوث کرد و به او سلطنت و حکومت داد

محل دفن: بیت المقدس واقع در قریه داود در کشور فلسطین

نسب:داود بن عوید بن باعز بن سلمون بن نحشون بن عمی نادب ین رام بن حضرون بن فارص ین یهود ین اسحاق بن ابراهیم (ع)

تعداد فرزندان:ان حضرت ۸ پسر داشت.

مختصری از زندگینامه:

حضرت داود یکب از پیمبران بنی اسراییل است که در بیت اللحم متولد گردید در ابتدای جوانی شبانی می کرد و به خاطر شجاعت و دانایی وصدای خوبی که داشت شهرت یافت ودر نزد (شانول)پادشاه وقت تقرب پیدا کرد و دختر او را به همسری گرفت و ورث سلطنت گردبد ان حضرت (مزامیر)را تصنیف کرد و بیت المقدس را پاییتخت خود قرار داد حضرت داود حضرت سلیمان را به عنوان وصی و جانسین خویش معرفی کرد و طرح و نقشه مسجد الاقصی را به حصرت سلیمان داد تا ان را بنا کند.



فهرست سورههایی که نام حضرت داود در ان ذکر شده:بقره- نساء- مایده- انعام- اسراء- انبیاء- نمل- سباء- ص





¤ نوشته شده در ساعت 23:1 توسط مجتبی مرزبان


○ هر چه ميخواهد دل تنگت بگو ( نميخواي چيزي بگي؟؟؟ )





حضرت سلیمان(ع)

لقب :حشمت ا...

معنای اسم :سلیمان= پر از سلامت

پدر: داود

مادر :برسبا

تاریخ ولادت:۴۳۹۱ سال بعد از هبوط ادم

مدت عمر:۵۳ سال

بعثت:خداوند او را در فلسطین مبعوث کرد و به او سلطنت و حکومت داد

محل دفن:بیت المقدس در قریه داود در کشور فلسطین

نسب:سلیمان بن داود بن ایشی بن عوید بن باعز بن سلمون بن نحشون بن عمی نادب بن رام بن حصرون بن فارص بن یهود بن اسحاق بن ابراهیم(ع)

تعداد فرزندان: به روایتی ان حضرت ۴۳ دختر و۲۷پسر داشت.

مختصری از زندگینامه:

حضرت سلیمان پادشاه و پیامبر بنی اسراییل بود . در زمان ان حضرت شوکت و ثروت بنی اسراییل به منتها درجه خود رسید. به لطف خداوند او زبان همه حیوانات را می دانست و باد هم در فرمان وی بود خنگامی که از زبان هدهد وصف بالقیص ملکه صبا را شنید به اصف بن برخیا دستور داد. تاتخت بالقیص را حاضر کند.او در یک چشم به هم زدن این کار را انجام داد. درباره وفات ان حضرت نوشته اند:در حالی که در ایوان قصر خود بر عصا تکیه داده بود .از دنیا رفت و به دلیل حشمت بیش از حدش هیچکس متوجه این امر نشد. لذا به امر خداوند موریانه ها عصای او را خوردندو سلیمان به زمین افتاد و مردم دانستند که وی فوت نموده است.

فهرست سوره هایی که نام سلیمان در ان ذکر شده:بقره- نساء- انعام انبیاء- نمل- سباء- ص



حضرت الیاس (ع)



معنای اسم:لفظ الیاس یا الیا در زبان عبری به معنای((بزرگوار من خداست))می باشد

پدر:یاسین

مادر:امٌ حکیم

ظهور:۴۵۰۶ سال بعد از هبوط ادم

دعوت بحق:۲۲ سال مردم را دعوت بحق نمود

یعثت:خداوند او را برای مردم بعلبک مبعوث کرد

محل دفن:ان حضرت به اسمان عروج کرد

بروایتی نسب ان حضرت:الیاس بن یاسین بن فنحاص بن عزاربن هارون بن عمران

تعداد فرزندان : ان حضرت ۱ فرزند داشت.

مختصری از زندگینامه:

چنانچه بعضی نوشته اند:حضرت الیاس یکی از انبیاء بنی اسراییل و اهل بعلبک لبنان بود ودر زمان اخار (احهب)می زیست .ان حضرت . مردم بنی اسراییل را به راه راست و ترک بت پرستی دعوت می کرد. ولی قوم او دعوتش را اجابت نمی کردند . عاقبت الیسع را در نبوت جانشین خود قرار داد. و به اسمان عروج کرد. البته در پارهای از روایات و تواریخ امده است که الیاس همچون خضر پیامبر از اب حیات نوشیده و همیشه زنده است و موکل بر دریاهاست همانطوریکه خضر پیامبر موکل برخشکی است



فهرست سورههایی که در ان نام الیاس ذکر شده:انعام- صافات.





¤ نوشته شده در ساعت 22:58 توسط مجتبی مرزبان


○ هر چه ميخواهد دل تنگت بگو ( 2 دلتنگي )





حضرت الیسع(یسع)



معنای اسم:یسع یا یشع در زبان عبری به معنی نجات دهنده است

پدر:اخطوب

ظهور:۴۵۲۹ سال بعد از هبوط ادم

مدت عمر:۷۵ سال

بعثت:خداونداو را بعد از الیاس به نبوت مبعوث نمود

محل دفن:مدفن در دمشق کشور سوریه

نسب:یسع بن اخطوب وصی و پسر عموی الیاس است، و بقولی از فرزندان حضرت یوسف (ع) می باشد. مختصری از زند گینامه:

عموم مورخین و اهل تفسیر حضرت الیسعرا شاگرد الیاس می دانند الیسع در کودکی دچار بیماری سختی گردید و حضرت الیاس او را شفا بخشید و ملازم خود گردانید الیسع پس از الیاس نبوت یافت و بنی اسراییل را به شریعت حضرت موسی دعوت می کرد از ان حضرت معجزات زیادی از قبیل زنده کردن مردگان،شفا دادن بیمارانوکرامات دیگری،ذکر شده است.

فهرست سورههایی که در ان نام الیسع ذکر شده:انعام- ص



حضرت یونس (ع)



لقب:ذوالنون

معنای اسم:یونس در لفظ یونانی به معنای کبوتر است

پدر: متی

مادر:تنجیس

ظهور : ۴۷۲۸ سال بعد از هبوط ادم

دعوت بحق: ۴۰سال مردم را دعوت بحق کرد

بعثت:خداوند او را پس از یسع برای هدایت مردم نینوا بر انگیخت

محل دفن:شهر کوفه در کشور عراق

نسب: یونس بن متی از طرف پدر به هود واز طرف مادر به بنی اسراییل می رسد.

مختصری از زندگینامه:

حضرت یونس در نینوا مردم را به خداپرستی دعوت می نمود. ولی انها از دستورات او سر پیچی کرده و به گفتار او عمل نمی کردند. حضرت یونس از لجاجت ان مردم ناراحت شد وبا حالت قهر انها را ترک کرد وسوار کشتی شد ماهی بزرگی سر راه کشتی امدو مانع عبور ان گردید قرعه زده شد سه یا هفت بار قرعه به نام یونس افتاد عاقبت او را به دریا انداختند و ماهی بزرگی وی را بلعید ولی از سوی خداوند ندا امد: ای ماهی! ما یونس را روزی تو نکردهایم انگاه ان حضرت به مدت ۳ روز یا بیشتر در شکم ماهی بود تا به امر خداوند ماهی یونس پیامبر را به ساحل افکند.

فهرست سورههایی که در ان نام یونس ذکر شده:نساء- انعام- یونس- صافات



¤ نوشته شده در ساعت 22:56 توسط مجتبی مرزبان


○ هر چه ميخواهد دل تنگت بگو ( نميخواي چيزي بگي؟؟؟ )





حضرت ذو الکفل(ع)



لقب واسم:اکثر مورخین لقب ان حضرت را ذو الکفل ونام او را حزقیل نوشته اند.

پدر: ادریم

ظهور: ۴۸۳۰ سال بعداز هبوط آدم

مدت عمر : ۷۵ سال

محل دفن:مدفن ان حضرت بین شهر کوفه و حله قرار دارد.

نسب:حضرت ذوالکفل را برخی الیاس بعضی یسع و دسته ای زکریا دانسته اند در هر حال پیغمبری بود،پس از سلیمان که کفالت امور هفتاد پیغمبر را بعهده داشت.

مختصری از زند گینامه:

به سند معتبر از امامزاده عبد العظیم نقل شده است: که خدمت امام محمد تقی (ع) نامه ای نوشت و سوال نمود،ذوالکفل چه نام داشت؟ آیا پیامبر بوده یا نه؟ ان حضرت در جواب نوشتند:که حق تعالی۱۲۴هزار پیامبر بر خلق مبعوث گردانید. که ۳۱۳ نفر از ایشان مرسل بودند و ذوالکفل از جمله ایشان بود وی بعداز سلیمان ابن داود مبعوث گردید او در میان مردم حکم می نمود و هرگز غضب نکرد مگر برای خدا. نام وی (عویویا)بود و همانست که در قران حق تعالی فرموده است: یاد کن اسماعیل و یسع و ذوالکفل راکه هر یک از ایشان از جمله نیکان بودند.

فهرست سورههایی که در ان نام ذوالکفل ذکر شده:انبیاء،ص



حضرت زکریا(ع)



معنای اسم:زکریا= در زبان عبری به معنای کسی که خدا او را یاد می کند

پدر:برخیاء

ظهور:۵۵۰۰ سال بعد از هبوط ادم

مدت عمر :۱۱۵ سال

بعثت:در فلسطین مبعوث شد

محل دفن:ان حضرت در بیت المقدس مدفون است

بروایتی نسب ان پیامبر:زکریابن برخیاء بن شوبن نحراییل بن سهلون بن ارسوابن شویل بن یعود بن موسی بن عمران بود

تعداد فرزندان:ان حضرت فرزندی بنام یحیی داشت.

مختصری از زند گینامه:

حضرت زکریا بیشتر اوقات خود را به عبادت حق تعالی و موعظه و اندرز بندگان خدا می گذرانید، تا اینکه به دستور پادشاه جبار ان زمان ،فرزندش یحیی را به قتل رساندند و حضرت زکریا نیز مورد تعقیب حکومت قرار گرفت. زکریا از شهر خارج شد و در یکی از باغهای اطراف بیت المقدس در میان درختی پنهان کردید. مامورین شاه به راهنمایی شیطان کنار درخت امده و ان را با اره به دو نیم کرده و بدین ترتیب حضرت زکریای پیامبر نیز به دو نیم شد (ا... اعلم).

فهرست سورههایی که در ان نام زکریا ذکر شده:ال عمران- انعام- مریم- انبیاء.



¤ نوشته شده در ساعت 22:55 توسط مجتبی مرزبان


○ هر چه ميخواهد دل تنگت بگو ( نميخواي چيزي بگي؟؟؟ )





حضرت یحیی(ع)



لقب:آن حضرت به تعمید دهنده معروف است.

معنای اسم:یحیی=زندگی بخش

پدر: زکریا

مادر:عیشاع

تاریخ ولادت:۵۵۸۵ سال بعد از هبوط آدم.

مدت عمر:۳۰سال

بعثت:در فلسطین مبعوث شد.

محل دفن:قبر ان حضرت در مسجد جامع اموی دمشق است.

به روایتی نسب آن حضرت : یحیی بن زکریا بنبرخیاء بن شوبن نحراییل بن سهلون بن ارسو ابن شویل بن یعود بن موسی بن عمران بود.

مختصری از زند گینامه:

سالها از عمر حضرت زکریا گذشته بود که خداوند به او فرزندی بنام یحیی عنایت کرد این فرزند به درجه نبوت رسید و همه مسایل و مباحث تورات را مورد دقت قرارداد ودر بین مردم شهرت پیدا کرد روزی به حضرت یحیی خبر رسید :هرود عاشق دختر برادر خود بنام هرودیا شده است و قصد ازدواج با او را دارد ان حضرت با این ازدواج غیر قانونی مخالفت کرد خبر مخالفت یحیی به هرود رسید هرودیا سر یحیی را به عنوان مهریه طلب نمودشاه با این درخواست موافقت کرد و دستور داد سر یحیی را ببرند سپس سر او را در ظرفی زرین به هرودیا تقدیم کرد



فهرست سورههایی که در ان نام یحیی ذکر شده:ال عمران- انعام- مریم-انبیاء



حضرت عیسی(ع)



ادوار نبوت: دوره پنجم نبوت

القاب:مسیح،روح ا...

معنای اسم:عیسی در زبان عبری به معنی نجات دهنده است.

مادر:مریم(ع)

تاریخ ولادت:۵۵۸۵ سال بعد از هبوط آدم.

مدت عمر:۳۳ سال

بعثت:در فلسطین مبعوث شد.

محل دفن: ان حضرت به اسمان عروج نمود.

نسب مادر ان حضرت:مریم دختر عمران بن ماتان بودو ماتان به۲۷ پدر نیز به یهود بن یعقوب بن اسحاق بن ابراهیم خلیل ا... می رسد.

مختصری از زند گینامه:

حضرت عیسی (ع) از پیامبران اولوالعزم می باشد که نام و سرگذشتش در قران ذکر شده است خداوند متعال با قدرت لا یزال خود وی را بدون پدر در رحم مادرش مریم، که در زهد و چاکدامنی شهرت بسیار داشت، قرار داد. پس از تولد در گهواره لب به سخن گشود و فرمود: من بنده خدا هستم و خداوند به من کتاب داده و مرا به پیامبری برگزیده است حضرت عیسی با پشتکار دین الهی را تبلیغ می نمود او به هر شهر و دیاری که می رسید بیماران،کران و کوران را شفا می داد. ولی جمعی از یهودیان متعصب، با وی سخت دشمنی کردند و تصمیم گرفتند. با کمک پادشاه وقت او را به صلیب بکشند اما ان حضرت به امر خداوند به اسمانها عروج نمود و شخص دیگری را که به قدرت خداوند شبیه ان حضرت گردید به جای ایشان به صلیب کشیدند.

فهرست سورههایی که در ان نام عیسی یا مسیح یا ابن مریم ذکر شده:

بقره- ال عمران- نساء- مایده- انعام- توبه- مریم- مومنون- احزاب- شوری- زخرف- حدید- صف





¤ نوشته شده در ساعت 22:53 توسط مجتبی مرزبان


○ هر چه ميخواهد دل تنگت بگو ( نميخواي چيزي بگي؟؟؟ )





رسول نورحضرت محمد(ص)



ادوار نبوت: دوره ششم نبوت

معروفترین القاب:حبیب ا... ، خاتم انبیاء، رسول ا...

معنای اسم:محمد = ستوده

پدر:عبد ا...

مادر:امنه

تاریخ ولادت:۶۱۶۳ سال بعد از هبوط ادم

مدت عمر:۶۳ سال

بعثت:ان حضرت در شبه جزیره عربستان و در مکه مبعوث شد

محل دفن:مدینه منوره در شبه جزیره عربستان

نسب ان حضرت:محمد بن عبد ا... بن عبدالمطلب بن هاشم بن عبد مناف که ایشان به اسماعیل بن ابراهیم می رسد، و از طرف مادر: امنه بنت وهب بن مناف بن زهره بن کلاب بوده است

مختصری از زند گینامه:

اخرین پیامبر الهی در هفدهم ربیع الاول از عام الفیل در مکه چشم به جهان گشوددر چهل سالگی در غار حرا به پیامبری مبعوث شد در سال سیزدهم بعثت درسن پنجاه و سه سالگی، واقعه هجرت پیش امد و پیامبر از مکه به مدینه هجرت نمودو این واقعه مبدا تاریخ مسلمانان جهان قرار گرفت. پیامبر اسلام، مکه را که مرکز قدرت دشمنان اسلام بود فتح نمود و وارد کعبه گردید و خانه خدا را از وجود بت ها پاک کرد و پرچم اسلام را بر فراز ان بر افراشت در سال دهم هجری ان حضرت به سفر حجه الوداع رفت در باز گشت از این سفر واقعه غدیر به وقوع پیوست سر انجام در سال یازدهم هجرت ان حضرت در مدینه رحلت نمودند.



فهرست سوره هاییکه در ان نام حضرت ذکر شده:

درقران ۴۱۲ ایه درباره حضرت محمد (ص) است،بدین ترتیب: دربعثت ۶۰ ایه . در محامات پیغمبر۱۰۲ ایه. تذکرات پیغمبر۲۲ایه. در مخاطبات ۱۲۷ ایه. در مختصات پیغمبر ۹۲ ایه. در خاتمیت پیغمبر۱ ایه. در شرح خاندان وفاميل پيامبر ۴ ایه.در شرح هجرت او۱ آيه. درباره مهاجرین پیغمبر ۳ آیه.

فهرست سوره هایی که نام حضرت محمد درآن ذکر شده:

بقره- ال عمران- نساء- مایده- انعام- اعراف- هنفال- توبه- یونس- هود- رعد- حجر- نحل- بنی اسراییل- کهف- انبیاء- حج- مومنون- نور- فرقان- شعراء- نمل- قصص- عنکبوت- سجده- احزاب- سباء- فاطر- یس- صافات- ص- فصلت- شوری

کشف کشتی حضرت نوح در کوه‌های آرارات

کشف کشتی حضرت نوح در کوه‌های آرارات

پورتال جامع سیمرغ به عنوان یکی از 40 سایت پربازدید ایران با بیش از یک میلیون و دویست هزار بازدید کننده ، ارائه محتوای معتبر برای کاربران اینترنت را رسالت خود قرار داده است و جهت تحقق این مهم اقدام به تولید محتوای اختصاصی توسط هیئت تحریریه ، جمع آوری و بررسی محتوای ایجاد شده دیگر تولید کنندگان ، توسط هیئت سردبیری و نشر آن با درج منبع جهت حفظ حق انحصاری چاپ و تکثیر (Copy Right) نموده است. متاسفانه تعدادی از سایت های غیر مسئول ، جهت تهیه و به روز نگاه داشتن محتوای خود ...... ارسال به دوستان تعداد بازدید: 8536 کشف کشتی حضرت نوح در کوه‌های آرارات روایت است که حضرت نوح(ع) قبل از به زمین نشستن کشتی و فروکش کردن آب، پرنده ای را که باید مانند کبوتر یا کلاغ بوده باشد به بیرون فرستاد تا مطمئن شود خشکی نزدیک است یا... در سال 1959، یک خلبان ترک، چندین عکس هوایی برای مؤسسه ژئودتیک ترکیه برداشت. هنگامی‌ که مأموریت به پایان رسید، در میان عکس‌های او تصویری جلب نظر می‌کرد تصویری از یک قایقی بزرگ که بر سینه تپه ای، در فاصله بیست کیلومتری کوه‌های آرارات آرمیده بود. تصویر هوایی از فسیل کشتی که محل آسیب دیدگی ناشی از برخورد به یک صخره در آن مشخص است. بلافاصله پس از مشاهده این تصویر، تعدادی از متخصصان، علاقه‌مند به پیگیری شدند. دکتر براندنبرگ از دانشگاه ایالتی اوهایو یکی از این علاقه‌مندان بود. او کسی بود که قبلاً در زمینه کشف تأسیسات روی زمین از طریق هوا، مطالعات دانشگاهی داشت و پایگاههای موشکی کوبا را در دوران کندی کشف کرده بود. دکتر واندنبرگ با دقت عکس‌ها را مورد مطالعه قرار داد و اظهار کرد: «من هیچ شکی ندارم که شیء موجود در عکس‌های هوایی یک کشتی است.» ۱۷ سال از آخرین تحقیقات در منطقه گذشت تا در سال ۱۹۷۶ یک باستان شناس آمریکایی به نام «ران ویت» تحقیقات جدید خود را در منطقه آغاز کرد. او بزودی با انجام محاسبات دقیق دریافت که طول این شیء عظیم الجثه بلندتر از طول یک زمین بازی فوتبال و اندازه آن به بزرگی یک ناو جنگی است که کاملاً در زمین دفن شده است. اما کشتی کشف شده در زیر گل و لای قطوری دفن شده بود و بسختی به جز از ارتفاع قابل رؤیت بود. «ران وایت» و گروه همراهش که مشتاقانه کار را پیگیری می‌کردند، به جایی رسیدند که تنها وقوع یک حادثه عجیب و نادر می‌توانست راهگشای کار آنها باشد: از تحقیقات ران ویت مدت زیادی نگذشته بود که در 25 نوامبر سال 1978، وقوع زمین لرزه ای در محل، باعث شد تا کشتی مزبور به طور شگفت آوری از دل کوه بیرون بزند و سطح زمین اطرافش را به بیرون براند. بدین ترتیب دیواره‌های این شیء، شش متر از محوطه اطرافش بالاتر قرار گرفت و برجسته تر شد. بدنبال این زمین لرزه، ران وایت ادعا کرد که شیء مذکور می‌تواند باقیمانده کشتی نوح باشد. سپس بدبینی‌ها به خوش بینی مبدل و این سؤال‌ها مطرح شد: «اگر این جسم عظیم قایقی شکل به طول یک زمین فوتبال، در ارتفاع 1890 متری کوههای آرارات، کشتی نوح نیست، پس چه چیز می‌تواند باشد؟ و اگر جسم کشتی نوح است، آیا طوفان نوح واقعاً بوقوع پیوسته است؟... آیا ما شاهد بقایای کشتی افسانه ای حضرت نوح که در کتب مقدس ادیان جهان از آن صحبت شده است، هستیم؟» بررسیهای زمین شناسی در نقاط مختلف دنیا، نابود شدن و مرگ‌های دسته جمعی موجودات زنده را بر اثر حادثه ای غیر منتظره نشان می‌دهد. برخی از این حوادث با زمان طوفان نوح همخوانی دارد. وجود لایه‌های مخلوط فسیل شده حیواناتی چون فیل، پنگوئن، ماهی، درختان نخل و هزاران هزار گونه گیاه جانوری، تأییدی بر این واقعیت است. این سنگواره‌ها که بعضاً در برگیرنده حیوانات مناطق گرمسیر با مناطق سردسیر (در کنار هم) هستند، نشان می‌دهند که با فرونشستن آب، جانوران و گیاهان خارج شده، در زیر رسوبات مانده و به فسیل تبدیل شده‌اند. تاریخ در مورد محل به گل نشستن کشتی چه می‌گوید؟ داستان کشتی نوح از گذشته‌های دور مورد توجه اقوام مختلف بوده است. مورخان از ۲۰۰۰ سال پیش نقل کرده اند که مسافران کنجکاو از قدیم این منطقه را در کوههای آرارات کشور ترکیه، مورد بازدید قرار می‌دادند و گاهی تکه‌های کوچکی از آن به غنیمت برده می‌شد. در تاریخ آمده است که حدود ۸۰۰ سال قبل از میلاد مسیح، آشوریان اقدام به ورود به کشتی کردند و موفق به ورود به طبقه سوم آن که در زیر زمین واقع شده بود شدند. این نشان می‌دهد که اقوام مختلف در مورد موقعیت جغرافیایی کشتی، متفقند. تکنولوژی پیچیده در ساخت کشتی اینجا صحبت از ساخت یک قایق کرجی کوچک هشت نفره با ظرفیت چند حیوان کوچک نیست. بحث بر سر تکنولوژی پیچیده ای است که مهارت ذوب فلزات، ابزار پیشرفته و نیروی انسانی حاذق می‌طلبیده است. از آنجا که یاران حضرت نوح تعداد بسیار کمی ‌بوده اند، این سؤال پیش می‌آید که نوح براستی چگونه این کشتی را ساخته است. کشتی‌ای که تاکنون از عجایب کتب مقدس به شمار می‌رفت و اکنون یک واقعیت علمی ‌لمس شدنی است. آیا نوح به تنهایی توانسته است کشتی ناوگونه خود را به طول یک زمین فوتبال و به وزن تقریبی ۳۲۰۰۰ تن بسازد؟ آیا ساخت یک کشتی با دست خالی با امکانات آن زمان، به گنجایش ۴۹۴ اتوبوس دو طبقه مسافربری با تصورات ما درباره قدما، همخوانی دارد؟ براستی چه تعداد جانور و چگونه جمع آوری شدند و در کشتی جایگزینی شدند؟ آب و غذا چگونه تأمین می‌شد؟ جانوران وحشی چگونه به سوی کشتی هدایت شدند؟...خوشبختانه تحقیق بیشتر در محل، حضور حیوانات را در کشتی یافت شده، تأیید کرد. کشف مقادیر قابل توجهی فضولات حیوانات که به صورت فسیل در آمده اند و از ناحیه خسارت دیده کشتی به بیرون رانده شده اند ، فرضیه ما را بیشتر به واقعیت نزدیک کرد. علاقمندان به کاوش در مورد کشتی نوح بارها سعی کرده اند به درون کشتی فسیل شده راه یابند ولی همیشه با توده‌های عظیم سنگ و خاک نیمه ویران مواجه شده اند. در آخرین تلاشها، کاوشگران سعی کردند لایه‌های گل و لای خشک شده اطراف کشتی را در هم بشکنند و از میان بردارند تا شاید راهی برای ورود به اتاقکهای زیرین کشتی پیدا کنند، اما خیلی موفق نبودند. در سال ۱۹۹۱، «گرگ برور» باستان شناس، بخشی از شاخ فسیل شده جانوری را کشف کرد که از قسمت تخریب شده کشتی که فضولات حیوانی بیرون ریخته بودند، به بیرون افتاده بود. به تشخیص محققان، این شاخ که مربوط به یک پستاندار بوده است، مقارن با شاخ اندازی سالانه جانور به هنگام خروج از کشتی در آنجا رها شده است.. کشتی نوح: اسکلت فلزی، بدنه چوبی آزمایشات دانشمندان وجود قطعات آهن را در فواصل منظم و معین در ساختار کشتی تأیید کرده است. باستان شناسان با کشف رگه‌ها و تیرهای باریک آهنی، الگویی ترسیم کرده اند که حاصل کار به صورت نوارهای زرد و صورتی بر روی کشتی علامتگذاری شد. آنها همچنین گره‌ها و اتصالات آهنی محکم و برجسته ای را یافته اند که در ۵۴۰۰ نقطه کشتی بکار رفته اند.تصویر برداری‌های راداری نشان داده که در محل تصادم کشتی با صخره به هنگام فرود آمدن یا به عبارت دیگر به گل نشستن، نوارهای آهنی یا تیرهای فلزی کج شده اند. آنها می‌گویند که استفاده وسیع و همه جانبه از فلزات در ساخت کشتی خارج از حد تصور ماست. و اصنع الفلک باعیننا و وحینا (سوره هود، آیه37)و کشتی بساز زیر نظر ما و مطابق وحی ما کشتی نوح: اسکلت فلزی، بدنه چوبی به نظر می‌رسد که تکنولوژی پیشرفته و رشدیافته ای در آن دوران وجود داشته که به هر حال حضرت نوح (ع) توانسته از آن بهره‌مند شود. تکنولوژی و تمدنی که ذهن ما را از تمرکز بر روی بناها و اماکن منحصر به فرد در نقاط مختلف دنیا به این نقطه از جهان معطوف می‌کند. اکتشافات زمانی جالبتر شد که باستان شناسان توانستند طرح مشبکی حاصل از تقاطع تیرهای فلزی افقی و عمودی بکار رفته در بدنه کشتی بدست بیاورند. تصاویری که نشان می‌دهند ۷۲ تیر فلزی اصلی در هر طرف کشتی به کاررفته است. به نظر می‌رسد که برای هر چیزی طرح و الگویی وجود داشته است. وجود اتاقها و فضاهای کوچک و بزرگ در طبقات مختلف، نظریه وجود طرح مهندسی پیشرفته را تأیید می‌کند. در طول تحقیقات، بررسیهایی در مورد تعیین طول، عرض و قطر کشتی انجام گرفته است که متخصصان را قادر ساخته تا از جزییات کف کشتی، ساختمان و الگوی اولیه و مواد تشکیل دهنده آن اطلاعاتی بدست آورند. دستیابی به چنین کشفیاتی مبهوت کننده بود، چرا که در بسیاری از مواقع، درک واقعیت کشف شده از حد تصور خارج بود. کشف یک لایه غلافی و کپسولی شکل در داخل کشتی از این جمله بود که در واقع کشتی را به دو لایه یا پوسته اصلی مجهز می‌کرد. این آزمایشات، وجود دیوارهای داخلی کشتی، حفره‌ها، اتاقها و دهلیزها و همچنین وجود دو مخزن بزرگ استوانه ای را تأیید کرد. در این آزمایشها که به «اسکن‌های راداری» معروفند، معلوم شد که دو مخزن استوانه ای بزرگ که هر کدام چهار متر و ۲۰ سانتی متر بلندی و هفت متر و بیست سانتی متر عرض داشته اند و به دور هر یک از آنها کمربندی فلزی نصب شده بود، در نزدیکی تنها در ورودی کشتی وجود داشته اند. در یکی از آزمایشات رادار اسکن که به درخواست استاندار استان آگری ترکیه انجام شد، معلوم شد که جنس بدنه کشتی از سه لایه چوب به هم چسبیده تشکیل شده است. این سه لایه با مواد محکم چسبنده، بهم چسبیده بودند.در سال ۱۹۹۱، یک عدد میخ پرچ فسیل شده با حضور ۲۶ نفر محقق در بقایای کشتی کشف شد. تجزیه و تحلیل ترکیبات این میخ وجود آلیاژهای آلومینیوم، تیتانیوم و برخی از دیگر فلزات را تأیید کرد.این در حالی است که گمان می‌رفت در زمان حضرت نوح، آهن و آلومینیوم هنوز به مرحله کشف و استخراج نرسیده باشد. آیا ما نیازمند بازنگری در تاریخ استفاده و استخراج بشر از فلزات هستیم؟ لنگرهای کشتی هم کشف شد! بربلندیهای تپه‌های اطراف محل کشتی، باستان شناسان چند جسم بزرگ حجیم سنگی یافتند که در بالای هر کدام سوراخی بزرگ تعبیه شده بود. اینها در واقع ابزاری بودند که به علت وزن زیاد به جای وزنه یا لنگر به هنگام پهلو گرفتن کشتی به آب پرتاب می‌شدند. چگونه و با چه نیرویی؟ دقیقاً نمی‌دانیم. کتیبه ای که ادعای دانشمندان را اثبات کرد روایت است که حضرت نوح(ع) قبل از به زمین نشستن کشتی و فروکش کردن آب، پرنده ای را که باید مانند کبوتر یا کلاغ بوده باشد به بیرون فرستاد تا مطمئن شود خشکی نزدیک است یا نه. بار اول پرنده با خستگی به کشتی بازگشت و این بدان معنی بود که خشکی در آن نزدیکیها وجود ندارد. بار دوم پرنده به کشتی باز نگشت و این آزمایش نشان داد که عمل لنگر انداختن نزدیک است. [در کتاب مقدس که گویا این روایت از آن نقل شده، آمده است حضرت نوح(ع) ابتدا یک کلاغ را می‌فرستد که از فرستادن کلاغ نتیجه ای نمی‌گیرد و بعد از آن کبوتری را می‌فرستد.] درست در دو کیلومتری شرق محلی که کشتی هم اکنون قرار دارد، دهکده ای وجود دارد که «کارگاکونماز» نامیده شده است. نام این دهکده را چنین ترجمه کرده اند: «آن کلاغ نه توقف می‌کند نه باز می‌گردد.» محل کنونی کشتی در دل کوههای آرارات از گذشته‌های دور، به منطقه هشت معروف شده و دره پایین منطقه، محله هشت نام گرفته است. چرا؟ [در کتاب "کشتی گمشده نوح" آمده نام این منطقه به «تمانین» (Temanin) معروف است که به معنی «هشت» است. شیخ صدوق در کتاب عیون الاخبار از امام رضا(ع) نقل کرده است که "نوح در همان محلی که کشتی به زمین نشست قریه ای بنا کرد و نام آن را قریه «ثمانین» (هشتاد) گذاشت." همانطور که می‌بینیم بین کلمات «ثمانین» (هشتاد) و «تمانین» (هشت) از نظر شکل و معنی شباهت زیادی وجود دارد.] در نزدیکی محل فرود کشتی در بالای تپه، لوحه ای کشف شد که ادعاهای باستان شناسان را به طرز زیبایی اثبات کرد. کتیبه ای که حداقل ۴۰۰۰ سال قدمت دارد. بر روی این تابلوی سنگ آهکی، در سمت چپ، تصویر رشته کوههایی دیده می‌شود که در کنار یک تپه و سپس یک کوه آتشفشان قرار دارد. در سمت راست، یک تصویر قایقی شکل با هشت نفر انسان کنده کاری شده است... در بالای سنگ کتیبه، دو پرنده در حال پروازند. کشف این کتیبه همگان را به شگفتی واداشت. [کتاب مقدس، سرنشینان کشتی نوح را هشت نفر ذکر کرده است.] در واقعیت موجود، کوه آرارات در سمت چپ، تپه ای در کنار آن و قله یک کوه آتشفشان در کنار تپه وجود دارد. ...در پایان به برخی نکات در تأیید تحقیقات اشاره می‌کنیم: ۱- «کتاب مقدس» می‌گوید که کشتی نوح در ناحیه کوههای آرارات فرود آمده است. ۲- قرآن کتاب مقدس مسلمانان، می‌گوید که کشتی نوح بر روی کوه «جودی» نشسته است. کوهی که در حال حاضر کشتی مورد نظر بر آن قرار دارد. قضی الامر و استوت علی الجودی (سوره هود، آیه44)و کار پایان یافت و کشتی بر کوه «جودی» پهلو گرفت. ۳- آشور نصیربان دوم، پادشاه آشور (۸۵۹ – ۸۸۳ قبل از میلاد) مدعی بود که کشتی نوح در محلی به نام نیسیر پهلو گرفته است. در فاصله کمتر از ۵۰۰ یاردی محل کشتی، دهکده ای وجود دارد که اوزون گیلی نام دارد و پایین تر از آن بر روی نقشه‌های بسیار قدیمی، محلی به نام نیسیر یا نسیر مشاهده می‌شود. ۴- اسامی‌برخی اماکن در اطراف کوه آرارت نیز می‌تواند با ماجرای طوفان و کشتی نوح مرتبط باشد؛ خود کوه آرارات در میان ارمنی‌ها به کوه «ماسیس» معروف است که به معنی «مادر جهان» است، «نخجوان» به معنی «محل فرود» است، «اچمیادزین» به معنی «فرودگاه» یا «کسانی که فرود آمدند» است، «آرگوری» (Arghuri) نشان دهنده «پرورش درخت مو» است که می‌تواند یادآور کاشت درخت مو توسط حضرت نوح(ع) پس از پایان طوفان، آنطور که در کتاب مقدس به آن اشاره شده باشد، دهکده‌ای نزدیک به محل کشتی وجود دارد به نام «محشر» که می‌تواند یادآور مجازات جهانی مردم دنیا باشد- هم اینک دولت ترکیه با اعزام گروههای باستان شناس، کشتی را مورد حفاظت قرار داده و برخی از یافته‌های باستان شناسان برای حفاظت و مراقبت بیشتر، مورد توجه ویژه قرار گرفته اند. کشف چهار ستون فلزی فسیل شده که هرکدام ۱۲۰ سانتی متر طول دارند و از بخشهای مهم در ساخت کشتی بوده اند، از جمله این اشیاء است که هم اکنون در تملک وزارت معادن و فلزات ترکیه قرار دارد.در دل کوههای آرارات در نزدیکی مرزهای ایران و ترکیه، جسم عظیم فسیل شده ای قرنهاست که آرمیده و طوفان مهیب را پشت سرگذاشته است. کشتی بزرگ و مجهزی که یکی از پیامبران خدا را در رسالتش یاری داده است. این فسیل غول پیکر، راز و رمزهای بسیاری در دل خود نهفته دارد. ماجرای آن قرنهاست که مورد توجه بوده و دهها سال کانون کاوش‌ها و کنجکاویها خواهد بود. تحقیقات هم چنان ادامه دارد.