برنامه مجمع در شب شهادت امام حسن عسگری علیه السلام

شیعه در عزای امام حسن عسگری (ع) باذکر

اللهم عجل لولیک الفرج                                                                                                       

  باسلام. به مناسبت شهادت آقا امام حسن عسگری علیه السلام

مجمع عاشقان یا مهدی (عج) برگزار می کند:

 

زمان: پنجشنبه.   19/10/92.   ازساعت 20 تا 22


سخنران:خطیب توانا جناب آقای مهدی ستوده

مداحان: آقایان سید محسن شمسی، محمود اسماعیلی

مکان: بیدگل، خیابان سلمقان، خیابان اباذر، کوچه ایمان هشتم، منزل حجت الاسلام اکبری

در ضمن مجلس مذکور متبرک به پرچم های گنبد بارگاه حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام، امام حسین علیه السلام,  وحضرت ابوالفضل العباس علیه السلام خواهد بود..

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}

تعجیل در فرج آقا امام زمان صلوات

 

    

اباصالح التماس دعا هر کجا رفتی یاد ما هم باش

نجف رفتی کربلا رفتی کاظمین رفتی یاد ما هم باش

مدینه رفتی به پابوس قبر پیغمبر مادرت زهرا

به دیدارقبر بی شمع مجتبی رفتی یاد ما هم باش

زیارت نامه که میخوانی در کنار آن تربت خاموش

به دنبال قبر مخفی از کوچه ها رفتی یاد ما هم باش

بغل کردی قبر مادر را جای ما هم او ار زیارت کن 

همان لحظه که به احوالش از نوا رفتی یاد ما هم باش

شب جمعه کربلا رفتی یادما هم کن چون زدی بوسه

کنار قبر ابوالفضل با وفا رفتی یاد ما هم باش

بزن بوسه جای ما روی قبر عباس و اکبر و اصغر

سر قبر قاسم و قبر عمه ها رفتی یاد ما هم باش

به جای ما هم زیارت کن عمه ات را در کنج ویرانه

برای بوسیدن آن دردانه ها رفتی یاد ما هم باش

نماز حاجت که میخوانی از برای فرج یاد ما هم باش

شدی محرم در مراسم حج یا صفارفتی یاد ما هم باش

دعا کردی از برای معراج التماس دعا یاد ما هم باش

به هرجا رفتی برو مهدی هر کجا رفتی یاد ما هم باش

به جای ما هم زیارت کن عمه ات را در کنج ویرانه

به یاد این نوکر درب آستان رفتی یاد ماهم باش

بغل کردی قبر مادر را جای ما هم او ار زیارت کن 

همان لحظه که به احوالش از نوا رفتی یاد ما هم باش

شب جمعه کربلا رفتی یادما هم کن چون زدی بوسه

کنار قبر ابوالفضل با وفا رفتی یاد ما هم باش

بزن بوسه جای ما روی قبر عباس و اکبر و اصغر

سر قبر قاسم و قبر عمه ها رفتی یاد ما هم باش

به جای ما هم زیارت کن عمه ات را در کنج ویرانه

برای بوسیدن آن دردانه ها رفتی یاد ما هم باش

نماز حاجت که میخوانی از برای فرج یاد ما هم باش

شدی محرم در مراسم حج یا صفارفتی یاد ما هم باش

دعا کردی از برای معراج التماس دعا یاد ما هم باش

به هرجا رفتی برو مهدی هر کجا رفتی یاد ما هم باش

به جای ما هم زیارت کن عمه ات را در کنج ویرانه

به یاد این نوکر درب آستان رفتی یاد ماهم باش

شهادت باقر آل محمد(ع) تسلیت باد.

 

حضرت امام محمد باقر (علیه السلام)  19سال و ده ماه پس از شهادت پدر بزرگوارش حضرت امام سجاد(علیه السلام)  زندگی کردودرتماماينمدتبهانجامدادنوظايفخطير امامت ، نشر و تبليغ فرهنگ اسلامی ،تعليمشاگردان،رهبری اصحابومردم، اجرا کردن سنتهای جدبزرگوارشدرميانخلق،متوجهکردندستگاهغاصبحکومت به خط صحيح رهبری وراهنمودنبهمردمدرجهتشناخترهبرواقعی وامام معصوم ، که تنها خليفه راستين خدا و رسول (صلی الله علیه و آله)  در زمين است ، پرداخت و لحظه ای ازاينوظيفهغفلتنفرمود . سرانجامدرهفتمذيحجهسال 114هجری در سن 57سالگی درمدينهبهوسيلههشاممسمومشدوچشمازجهانفروبست . پيکر مقدسش را در قبرستان بقيع - کنار پدر بزرگوارش - به خاک سپردند .


نگاه به نامحرم مقدمه گناه

 

 
جواني از انصار در مسير خود با زني روبه رو شد. در آن روز زنان مقنعه خود را در پشت گوش ها قرار مي دادند، چهره آن زن نظر آن جوان را به خود جلب كرد و چشم خود را به او دوخت. هنگامي كه زن از كنارش گذشت، جوان همچنان با چشمان خود او را بدرقه مي كرد، در حالي كه راه خود را ادامه مي داد، تا اينكه وارد كوچه تنگي شد و باز همچنان به پشت سر خود نگاه مي كرد. ناگهان صورتش به ديوار خورد و تيزي استخوان يا قطعه شيشه اي كه در ديوار بود، صورتش را شكافت. هنگامي كه زن رفت، جوان به خود آمد و ديد خون از صورتش جاري است و به لباس و سينه اش ريخته! با خود گفت: به خدا سوگند من خدمت پيامبر(ص) مي روم و اين ماجرا را بازگو مي كنم. هنگامي كه چشم رسول خدا(ص) به او افتاد، فرمود چه شده است؟ و جوان ماجرا را نقل كرد. در اين هنگام جبرئيل نازل شد و اين آيه را نازل كرد: «به مؤمنان بگو چشم هاي خود را (از نگاه به نامحرمان) فرو گيرند. و فروج خود را حفظ كنند، اين براي آنها پاكيزه تر است خداوند از آنچه انجام مي دهيد آگاه است، و به زنان با ايمان بگو، چشم هاي خود را (از نگاه هوس آلود) فرو گيرند، و دامان خويش را حفظ كنند.

(نور-30)1                           1- وسايل الشيعه، ج14، باب 104، ح2

خطبه همام (صفات متقین از زبان حضرت امیر علیه السلام)

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

روایت شده: یکی از یاران امیرالمومنین علیه السلام که او را همام می گفتند و مردی عابد بود به حضرت عرضه داشت: اهل تقوا را چنانکه گویی آنان را می بینم برای من وصف کن. امام در پاسخ او درنگ کرد، سپس فرمود: ای همام، تقوای الهی پیشه کن و کار نیک انجام بده، زیرا خداوند با اهل تقوا و اهل کار نیک است. همام به این مقدار سخن قناعت نکرد و حضرت را قسم داد. حضرت خدا را سپاس و ثنا گفت و بر پیامبر - که درود خدا بر او و آلش باد – درود فرستاد و سپس فرمود:

ادامه نوشته

خطبه اى از آن حضرت (ع ) در اين خطبه ، سخن از آغاز آفرينش آسمان و زمين و آفرينش آدم (ع )است

 

حمد باد خداوندى را كه سخنوران در ثنايش فرو مانند و شمارندگان از شمارش نعمتهايش عاجز آيند و كوشندگان هر لكه داره كوشند، حق نعمتش را آنسان كه شايسته اوست ، ادا كردن نتوانند. خداوندى ، كه انديشه هاى دور پرواز او را درك نكنند و زيركان تيزهوش ، به عمق جلال و جبروت او نرسند. خداوندى كه فراخناى صفاتش را نه حدّى است و نه نهايتى و وصف جلال و جمال او را سخنى درخور نتوان يافت ، كه در زمان نگنجد و مدت نپذيرد. آفريدگان را به قدرت خويش ‍ بيافريد و بادهاى باران زاى را بپراكند تا بشارت باران رحمت او دهند و به صخره هاى كوهساران ، زمينش را از لرزش بازداشت .
اساس دين ، شناخت خداوند است و كمال شناخت او، تصديق به وجود اوست و كمال تصديق به وجود او، يكتا و يگانه دانستن اوست و كمال اعتقاد به يكتايى و يگانگى او، پرستش اوست . دور از هر شايبه و آميزه اى و، پرستش او زمانى از هر شايبه و آميزه اى پاك باشد كه از ذات او، نفى هر صفت شود زيرا هر صفتى گواه بر اين است كه غير از موصوف خود است

ادامه نوشته

شرح حالی از حضرت سلطانعلی بن امام محمد باقر (ع) در مشهد اردهال

حضرت سلطانعلی (ع) فرزند بلافصل امام باقر (ع) و برادر بزرگوار امام صادق (ع) و ابوالزوجه امام کاظم (ع) می باشد در سنه دوم هجری قمری مردم فین و کاشان و چهل حصاران
نماینده ای به نام عامر بین ناصر را همراه با هدایای زیادی و تعدادی افراد دیگر روانه مدینه ساخته و از امام باقر (ع) تقاضای پیشوا و مبلغ برای هدایت و راهنمایی نمودند. این گروه بعد از گذشت هفته ها در راه به خدمت امام باقر (ع) رسیدند. امام باقر (ع) از آنها استقبال گرمی نمود و فرمودند که به من اجازه دهید تا فردا با خدای خود در مورد تقاضای شما مشورت نمایم. فردا امام باقر (ع) فرمودند آنچه جدم به تو فرموده (عامربن ناصر ) من هم مامور به آن میباشم و فرزندم علی را به همراه شما برای تبلیغ دین به آن دیار میفرستم .پس از دیدن این خواب امام باقر (ع) دستور می دهد که سفر فرزندش سلطانعلی (ع) را مهیا نمایند و تا دروازه مدینه این گروه را همراهی می نماید. چند کیلومتری مانده به فین بشیر بر مردم کاشان و چهل حصاران و فین مژده می دهد که امام باقر (ع) نور چشمش حضرت سلطانعلی (ع) را برای راهنمایی و ارشاد همه مردم به این منطقه روانه ساخته است در آن زمان (سنه دوم هجری قمری) قریب به 3000 نفر گرداگرد حضرت سلطانعلی (ع) جمع شدند و مقدمش را به منطقه گرامی داشتند. او مدتی در فین و کاشان و به مدت 3 سال در مشهد اردهال «40 کیلومتری غرب کاشان» به تبلیغ دین مبین اسلام مشغول بود و روزهای جمعه در منطقه اقامه نماز جمعه می نموده است.

 

ادامه نوشته

بی غیرت

رسول ترک آزاده امام حسین ع )

 

 

رسول ترک بعد از آنکه در سالهایی از عمرش اهل نافرمانی و غفلت از خدای خویش بوده است عاقبت همانطوری که خواهید دید، در یکی از ماههای محرم آن واقعه و مرحمت و دعوت ولایتی و معنوی برایش پیش میآید و او را به شدت دگرگون می سازد.


در روز پنجم اسفند سال 1284 هجری شمسی در محله خیابان که یکی از محله های قدیمی شهر تبریز میباشد کودکی چشم به جهانش گشود که نامش را رسول گذاشتند و بعدها نام این محله (خیابان) و اسم شهری که آن متولد شده بود به عنوان قسمتی از اسم و فامیلی آن مولود بر روی سنگ قبرش حک گردید یعنی با نام حاج رسول دادخواه خیابانی تبریزی.
مادرش زنی بسیار مظلوم و آرام بود او یکی از زنهای پاکدامنی بوده است که در جلسه های روضه امام حسین (ع) بسیار گریان میشد و زیاد اشک میریخت.

بازیهای روزگار کم کم رسول را در سنین جوانی به راههای خلاف کشانید به خصوص بعد از سنین بیست و چهار پنج سالگی که او مجبور شد شهر و دیارش تبریز را رها کند و به تهران بیاید.

رسول ترک بعد از آنکه در سالهایی از عمرش اهل نافرمانی و غفلت از خدای خویش بوده است عاقبت همانطوری که خواهید دید،
ادامه نوشته

ماجرای عطر سیب حرم امام حسین(ع) چیست؟

 

استشمام بوی سیب از حرم امام حسین(ع)، ویژگی عجیبی است که چند کتاب معتبر به آن اشاره کرده اند.
«بوی سیب و حرم حبیب و حسین غریب و کرب و بلا». این نوحه مشهور و محبوب را در سالهای اخیر بارها شنیده ایم. اما بوی سیب چه ارتباطی با حرم امام حسین(ع) دارد؟ آیا درست است که می گویند از قتلگاه و ضریح مطهر امام حسین(ع) می شود عطر سیب استشمام کرد؟


نگاهی به منابع روایی و کتابهای معتبر شیعی، راز بوی سیب را این طور می گشاید:

در کتاب شریف «بحارالانوار» جلد 43 ، صفحه 289 ماجرای عطر سیب به نقل از «حسن بصری» و «ام سلمه» این طور آمده است :«حسنین وارد شدند بر رسول خدا، و جبرئیل در نزد آن حضرت بود. پس ایشان در اطراف او گردیدند، به گمان این که دحیه‏ ی کلبی است. جبرئیل، دست خود را حرکت داد، مانند کسی که از کسی چیزی بگیرد. پس سیبی و بهی و اناری آورد و به ایشان داد. روی ایشان از خوشحالی برافروخت و دویدند به نزد جد خود. حضرت از ایشان گرفت و بویید و فرمود: بروید نزد پدر و مادر خود. پس رفتند و هیچ یک از آن نخوردند تا این که پیغمبر به نزد ایشان رفت و همه با هم خوردند، و هر چند از آن می‏خوردند، به حال خود عود می‏نمود (بازمی‏گشت) و به همین حالت بود، تا زمانی که حضرت فاطمه علیهاالسلام وفات نمود. حسین علیه‏السلام فرمود: که انار، مفقود شد، و چون امیرالمؤمنین علیه‏السلام شهید گشت، به، مفقود شد، و سیب به حال خود بود، تا وقتی که آب را به روی ما بستند. پس چون تشنگی بر ما غالب می‏شد، آن را بو می‏کردم، اندکی تشنگی من ساکن می‏شد. عاقبت، چون تشنگی من به نهایت رسید، دندان بر آن فشردم و یقین به هلاک نمودم. حضرت سجاد علیه‏السلام می‏فرماید که این سخن را از پدر بزرگوارم شنیدم یک ساعت قبل از شهادتش، و چون شهید گردید، بوی سیب از محل شهادتش استشمام می‏شد، ولی خودش را نیافتند، و این رایحه، در آن محل باقی است، و هر کس از زوار بخواهد استشمام رایحه‏ ی آن را نماید، در وقت سحر، به زیارت رود که اگر از مخلصین باشد، آن را استشمام خواهد نمود.»

مشابه این داستان را هم «ابن شهر آشوب» در کتاب «مناقب» جلد 3 ، صفحه 391 .بیان کرده است. ماجرای عطر سیب در کتاب منتهی الآمال نیز آمده است.

.:انتظارات امام رضا(ع) از شیعیان چه بود؟:.


 
امام هشتم حضرت علی بن موسی الرضا(ع) در پیامی سیاسی - اجتماعی از طریق عبدالعظیم حسنی (ع) برای شیعیان خود، آنان را از دو خطر بزرگ بر حذر داشته و ویژگی‌هایی برای شیعیان و پیروان خود ذکر کرده‌اند
  امام رضا(ع) در جریان دیداری که حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) با ایشان داشتند در پیامی شیعیانش را از دو موضوع مهم آگاه می‌کنند؛ یکی نفوذ شیطان صفتان در صفوف پیروان اهل بیت (ع) و در مخاطره قرار گرفتن کیان تشیع؛ و دیگری، اختلافات داخلی و مشاجرات لفظی بیهوده و تفرقه آفرین، که راه را برای نفوذ و سلطه نااهلان فراهم می‌گردانده و نیروهای یاران اهل بیت (ع) را در مسیر دفع و نابودی قرار می داده است!.

 

ماجرای دیدار امام رضا(ع) با حضرت عبدالعظیم از چه قرار بود؟ 

حضرت عبدالعظیم (ع) که هم اکنون در شهر ری ایران مدفون هستند روایت می‌کند، مولایم امام رضا (ع)، برای من پیام فرستاد و فرمود: سلام مرا به دوستانم برسان و به آنان بگو، راهی را برای نفوذ و تسلط شیطان بر خود باز نگذارند، آنان را به راست­گویی در سخن و ادای امانت وادار کن و همچنین به آنان دستور بده، در مسایل پوچ و بیهوده بحث و جدال را ترک نموده و سکوت اختیار کنند و باز به آنان دستور بده، به سوی هم روی آورند، با هم معاشرت کنند و به دیدار یک­دیگر رفته، ارتباط برقرار نمایند؛ زیرا این عمل موجب تقرب و محبوبیت نزد من می‌گردد!

 

ای عبدالعظیم! دوستان و یاران من نباید، وقت خود را صرف مخالفت و سرکوبی هم­دیگر نمایند. من با خود عهد کرده‌ام، هر کس مرتکب

 

این­‌گونه اعمال مخرب و هستی سوز شود، و حتی یکی از دوستان مرا مورد خشم و ناراحتی قرار دهد، از خدا بخواهم، او را در دنیا گرفتار سخت‌ترین عذاب­‌ها کند و در آخرت نیز از زیانکاران باشد!

 

این مطلب را هم، برای آنان توضیح بده که، خداوند نیکوکاران آنها را آمرزیده و از بدکاران آنها هم در گذشته است، مگر کسانی که شرک آورده یا موجب تجاوز و اذیت به یکی از اولیاء و دوستان من شده، یا عداوت و کینه آنان را در دل داشته باشند؛ زیرا چنین گناهانی را پروردگار نمی‌آمرزد، مگر این­که از کار زشت خود بازگشت واقعی نمایند و آن را جبران کنند، وگرنه روح ایمان از قلب آنان می‌رود و از دایره ولایت ما خارج می‌شود و از آن بهره‌ای نخواهد برد، و بدان­که من، از آثار شوم چنین گناهان و لغزش­‌های خطرناکی به خدا پناه می‌برم!۱ 

۱. شیخ مفید، اختصاص، ص ۲۴۱٫

عید فطر مبارک

تان عزیز عیدتون مبارک!!!!!

عید است و دلم خانه ویرانه، بیا

این خانه تکاندیم ز بیگانه، بیا

یک ماه تمام مهیمانت بودیم

یک روز به مهمانی این خانه بیا

عید سعید فطر مبارک

یا مهدی

لبخندخوشمزهنیشخند


خدایا خیلی سعی کردم قدر این مهمونی رو بدونم ولی بازم احساس می کنم نتونستم...
یعنی سال بعد هم ما رو دعوت می کنی؟

به دلیل استقبال بی نظیر شما روزه داران عزیز, عید فطر به تعویق افتاده و ماه رمضان تا یک ماه دیگر تمدید گردید

همیشه وقتی مهمونی ها تموم میشه، حس غریبی دارم... 
چه برسه به این دفعه که مهمونی خدا داره تموم میشه...


با خوردن اگر حال تو جا می آید
خوش باش که ایام صفا می آید
آماده به حمله باش در این شب عید
وقتی که صدای ربنا می آید

می تونی چشماتو ببندی و منو تو ذهنت تصور کنی؟
...تونستی؟...
به شما تبریک می گم! شما ماه رو دیدید! عید سعید فطر مبارک

کجایی؟؟ همه دارن رو پشت بوم دنبالت میگردن
آخه ماه من میخوان ببینن فراد عیده یا نه


 

رنج دادن شیــــــــــــــــــطان

درباره "جن" بیشتر بدانیم

«وَلِمَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ جَنَّتَانِ * فَبِأَیِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ»(الرحمن: 46 - 47)
(‏هر كسی كه از مقام پروردگار خود بترسد، باغهائی (در بهشت) دارد. ‏پس كدامیك از نعمتهای پروردگار خود را تكذیب و انكار می‌كنید؟! ‏)

مخاطب در این آیه جنیان و انسان ها هستند، زیرا در آغاز سوره طرف سخن این دو گروه هستند و در آیه قبلی از جانب خداوند در حق جن ها اظهار منت و احسان شده مبنی بر اینكه آنها به بهشت خواهند رفت. اگر جن ها به بهشت نایل نمی شدند، خداوند این منت را به رخ آنها نمی كشید.


خداوند جن ها را برای همان هدفی خلق كرده كه انسان را برای آن آفریده است:

«وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ» (الذاریات: 56)

(‏من پریها و انسانها را جز برای پرستش خود نیافریده‌ام) ‏

بنابر این جن ه

ادامه نوشته

بهلول و شیخ جنید

شیخ احوال بهلول را پرسید. گفتند: او مردی دیوانه است.
گفت: او را طلب کنید که مرا با او کار است. پس تفحص کردند و او را در صحرایی یافتند. شیخ پیش او رفت و سلام کرد.
بهلول جواب سلام او را داد و پرسید: چه کسی هستی؟
عرض کرد: منم شیخ جنید بغدادی.
فرمود: تویی شیخ بغداد که مردم را ارشاد می‌کنی؟
عرض کرد: آری..
بهلول فرمود: طعام چگونه میخوری؟
عرض کرد: اول «بسم‌الله» می‌گویم و از پیش خود می‌خورم و لقمه کوچک برمی‌دارم، به طرف راست دهان می‌گذارم و آهسته می‌جوم و به دیگران نظر نمی‌کنم و در موقع خوردن از یاد حق غافل نمی‌شوم و هر لقمه که می‌خورم «بسم‌الله» می‌گویم و در اول و آخر دست می‌شویم.
بهلول برخاست و دامن بر شیخ فشاند و فرمود: تو می‌خواهی که مرشد خلق باشی؟ در صورتی که هنوز طعام خوردن خود را نمی‌دانی. سپس به راه خود رفت.
مریدان شیخ را گفتند: یا شیخ این مرد دیوانه است.
خندید و گفت: سخن راست از دیوانه باید شنید و از عقب او روان شد تا به او رسید.

ادامه نوشته

طفل رباب

 

لب تشنه گر شدی تو در این ماه میهمانی خدا

اشکی ز دیده هدیه به طفل رباب کن

شهادت امیر المومنین تسلیت باد.

3256-ali

در ابتدای بعثت اولین مردی بود که به رسول خدا (ص) ایمان آورد چنان که فرمود: من در روز دوشنبه به نبوت مبعوث گشتم و امیر المومنین علی ابن ابی طالب (ع) در روز سه‌شنبه با من نماز گزارد. پیغمبر(ص) او را به برادری خویش برگزید و دخترش فاطمه(ع) به وی تزویج نمود و بسال آخر عمر خود هنگام بازگشت از حجه الوداع در جایی به نام «غدیرخم» بین مکه و مدینه او را در جمع مسلمین به جانشینی خویش منصوب داشت و حتی در مرض موت خواست فضای مدینه را از وجود مخالفان پاک سازد که هنگام مرگ آن حضرت کسی نباشد تا با این امر مخالفت ورزد. بدین منظور اسامه بن زید را به ریاست سپاهی انبوه به جنگ با رومیان بگماشت و سران مهاجر و انصار را که گمان مخالفت آنها را داشت به شرکت در آن سپاه امر نمود تا امر زعامت و ولایت بر مسلمین آنچنان که خدا می‌خواست انجام پذیرد ولی آنها به بهانه اینکه پیغمبر بیمار است و ما به فراق او دل ندهیم و تاب جدائی از او در این شرائط را نداریم تعلل جسته، امروز و فردا کردند و از حرکت اسامه جلوگیری نمودند. پیغمبر در بستر بیماری و ناتوان بود و سرانجام به محض اینکه پیغمبر چشم از این جهان ببست و امیر المومنین علی ابن ابی طالب (ع)را مشغول غسل و کفن و دفن جسد پیغمبر (ص) یافتند فرصت را غنیمت شمرده در سقیفه بنی ساعده گرد آمدند و پس از کشمکشهائی با ابوبکر بیعت نمودند.

 

ادامه نوشته

شبهای قدر

 

 

شبهای نوزدهم ، بیست ویکم وبیست وسوم ماه مبارک رمضان

شب نوزدهم :

اول شبهای قدر است وشب قدر همان شبی است که در تمام سال شبی به خوبی وفضیلت آن نمی رسد وعمل در آن بهتر است از عمل در هزار ماه ودر آن شب تقدیر امور سال می شود وملائکه وروح که اعظم ملائکه است درآن شب باذن پروردگار بزمین نازل می شوند وبخدمت امام زمان علیه الستلام مشرف می شوند وآنچه برای هر کس مقدر شده است بر امام علیه السلام عرض می کنند واعماال شب قدر بر دو نوع است ، یکی آنکه در هر سه شب باید کرد ودیگر آنکه مخصوص است بهر شبی.

اما اعمالی که در هر سه شب مشترک است وباید انجام داد :

اول :غسل است ( مقارن غروب آفتاب ، که بهتر است نماز شام را با غسل خواند )

دوم : دو رکعت نماز است که در هر رکعت بعد از حمد هفتمرتبه توحید بخواند وبعد از فراغ هفتاد مرتبه اَستَغفُرِاللهَ وَاَتوبُ اِلَیهِ ودر روایتی است که از جای خود بر نخیزد تا حقتعالی او وپدر ومادرش را بیامرزد.

سوم : قرآن مجید را بگشاید وبگذارد در مقابل خود وبگوید : اَللّهُمَّ اِنّی اَسئَلُِکَ بِکِتابِکَ المُنزَلِوَمافیهِاسمُکَالاَکبَرُو،اَسماؤُکَ الحُسنی وَیُخافُ وَ یُرجی اَن تَجعَلَنی مِن عُتَقائِکَ مِنَ النّار پس هر حاجت که دارد بخواند

چهارم : مصحف شریف را بگیرد وبر سر بگذارد وبگوید :

اَللّهمَّ بِحَقِّ هذاالقُرآنِ وَ بِحَقِّ مَن اَرسَلتَه بِه وَبِحَقِ کُلِّ مومنٍ مَدَحتَه ُ فیهِ وَبِحَقِّکَ عَلَیهِم فلا اَحَدَ اَعرَفُبِ بِحَقِّکَ مِنکَ

ده مرتبه بگوید : بِکَ یا الله

ده مرتبه : بِمُحَمَّدٍ

ده مرتبه : بِعلیٍّ

ده مرتبه : بِفاطِمَةَ

ده مرتبه : بِالحَسَنِ

ده مرتبه : بِالحُسَین ِ

ده مرتبه : بِعلیّ بنِ الحُسین

ده مرتبه : بِمُحَمَّدِ بنِ عَلِیٍّ

ده مرتبه : بِجَعفَر بنِ مُحَمَّدٍ

ده مرتبه : بِموُسی بنِ جَعفَر ٍ

ده مرتبه : بِعلیِّ بنِ عَلیٍّ

ده مرتبه : بِعَلِیِّ بنِ مُحَمَّدٍ

ده مرتبه : بِالحَسَنِ بنِ عَلِیٍّ

ده مرتبه : بِالحُجَّةِ

پس هر حاجتی داری طلب کن .

پنجم : زیارت امام حسین (ع) است؛ که در خبر است که چون شب قدر میشود منادی از آسمان هفتم ندا میکند که حق تعالی آمرزید هر کسی را که به زیارت قبر امام حسین (ع) آمده .

ششم : احیا داشتن این شبها است که در روایت امده هر کس احیا کند شب قدر را گناهان او آمرزیده شود هر چند به عدد ستارگان آسمان وسنگینی کوهها وکیل دریاها باشد .

هفتم : صد رکعت نماز کند که فضیلت بسیار دارد ، وافضل آنست که در هر رکعت بعد از حمد ده مزتبه توحید بخواند .

هشتم : بخواند :اَللّهُمَّ اِنّی اَمسَیتُ لَکَ عَبدًا داخِرًا لا اَملِکُ لِنَفسی وَ اَعتَرِفُ ....

اما اعمالی که مخصوص هر شب است وباید انجام داد :

شب نوزدهم :

اول : صد مرتبه اَستَغفُرِاللهَ رَبی وَاَتوبُ اِلَیه

دوم : صد مرتبه اَللّهُمَّ العَن قَتَلَةَ اَمیرَالمومنینَ

سوم : بخواند یا ذَالَّذی کانَ ...

چهارم : بخواند دعای اَللّهَمَّ اجعَل فیما تَقضی وَ....

شب بیست ویک : فضیلتش زیادتر از شب نوزدهم است ، و باید اعمال آن شب را از غسل واحیاء وزیارت ونماز ، هفت قل هوالله وقرآن بر سر گرفتن وصد رکعت نماز ودعای جوشن کبیر وغیر در این شب بعمل آورد ، در روایات تاکید شده در غسل واحیاء وجدّ وجهد در عبادت در این شب وشب بیست وسوم .

ماجرای شفا گرفتن حضرت آیت الله بروجردی از تربت عزاداری امام حسین

 

 

آیت الله محمد یزدی می گوید:یکی‌ از مطالبی‌ که‌ در خصوص‌ حضرت آیت الله بروجردی شهرت‌ یافته‌ است‌ شفا گرفتن‌ ایشان‌ از سیدالشهدا(ع‌) است‌.ظاهراً یک‌ بار چشمان‌ ایشان‌ دچار ضعف‌ یا درد می‌شود و نیاز به‌ عینک‌ پیدا می‌کند. از قضا آن‌ ایام‌ مقارن‌ با ایام‌ محرم‌ و خروج‌ دستجات‌ سینه‌زنی‌ و عزاداری‌ بود. آن‌ مرحوم‌ دستور می‌دهد که‌ قدری‌ از گلی‌ که‌ عزاداران‌ حسینی‌ به‌ سر می‌مالند برای‌ ایشان‌ بیاورند تا به‌ چشمهایشان‌ بکشند. این‌ کار را می‌کنند و باعث‌ بازگشت‌ سلامت‌ و صحت‌ به‌ چشمان‌ ایشان‌ می‌شود.
البته‌ این‌ قضیه‌ را از خود ایشان‌ و نزدیکانشان‌ نشنیده‌ام‌؛ ولی‌ هر بار که‌ سؤال‌ می‌کردیم‌ ایشان‌ چگونه‌ در سن‌ کهولت‌ بدون‌ نیاز به‌ عینک‌ به‌ کتاب‌ نگاه‌ می‌کنند، در پاسخ‌ همین‌ داستان‌ را تعریف‌ می‌کردند.
حضرت آیت الله جعفر سبحانی نیز می گوید: توسل حضرت آیت الله بروجردی به اهل بیت بسیار قوی بود . داستانی است که حتما شنیده اید ولی من آن را با دو واسطه برای شما نقل می کنم : مرحوم آقای مفتح رفته بودند خرم آباد برای منبر و از قول مرحوم آیت الله کمالوند برای ما نقل می کردند :آیت الله بروجردی چشم درد شدید داشتند . در ایام محرم ، یک روز که سینه زن های آغشته به گل به منزل ایشان می آیند ، آیت الله بروجردی تیمناً مقداری از آن گل ها را برداشته و بر چشم خود می مالند . چشمشان شفا می یابد به طوری که تا آخر عمر هم ، نیاز به عینک پیدا نکرد و کتابهای خط ریز را به خوبی مطالعه می کرد .

منبع: چشم و چراغ مرجعیت ، مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم ، ص ۱۹۲ .

راه خلاص از گرفتاری ها در سخنان آیت الله بهجت

 

راه خلاص از گرفتاری ها، منحصر است به دعا کردن در خلوات برای فرج ولیّ عصر (عج)؛ نه دعای همیشگی و لقلقۀ زبان… بلکه دعای با خلوص و صدق نیّت و همراه با توبه. [آیت الله بهجت]