اشعار فاطمیه   امام زمان عجل الله


 اشعار فاطمیه


 امام زمان عجل الله


***

ای کعبه سیه پوش غم مادرتان


عالم همه زنده از دم مادرتان

 

ماها که به این روضه مشرف شده ایم


بوده است فقط از کرم مادرتان


آقا تو کجا روضه گرفتی، مهدی؟


در کرببلا؟ یا حرم مادرتان ؟

 

امروز اگر آخر عمرم باشد...


گریم ز غم عمر کم مادرتان

 

انگار ز پشت در بلند است هنوز


با هر لگد، ای محسنمِ مادرتان

 

ای منتقم پهلوی زهرا مهدی


برگرد، به قامت خم مادرتان

 

آنقدر نیامدی که دشمن سوزاند


در آتش کینه پرچم مادرتان

 

بگذار بسوزند که تا محشر هم


بالاست همیشه علم مادرتان

اشعار فاطمیه  اشعار شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها

چندتایی زدند با پا در


تا که افتاد روی زهرا، در

 

گیرم از دست سنگ ها نشکست !!


چه کند بار شیشه اش با ، در

 

همه کج رفته اند ...حتی میخ


همه لج کرده اند ...حتی در

 

کم نیاورده است ، اما شال ...


کم نیاورده است ، اما در...

 

سرش از ازدحام ناچارا...


یا به دیوار میخورد یا در

 

می کشیدند از توی کوچه


فاطمه را یکی یکی تا در

 

دختری داد میزند : بابا


دختری داد میزند : مادر

اشعار فاطمیه  اشعار شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها


پس از مصیبت در، در بدر شدم ، مادر


همین که از خبرت با خبر شدم مادر


نوشته اند : چهل تن به یک نفر من هم


اسیر صورت آن یک نفر شدم مادر


میان شعله ی آتش چه آمده به رخت


که من ز داغ رخت شعله ور شدم مادر ؟


چه آمده به سرت ؟ باز چهره پوشاندی !


دوباره زخمی زخم بصر شدم مادر ؟


حسن نگاه به دیوار خانه می نالد:


شهید روضه ی مسمار در شدم مادر!


نشسته ام .. که تو شب ها دگر نمی خوابی


شکسته ام ز غمت، پیر تر شدم مادر


رهم دهید به خانه که بی لیاقت من


به روضه خوانیتان مفتخر شدم مادر


دعا کنید برایم به حق چادرتان


نیازمند دعای سحر شدم مادر


شما که عازم راه سفر شدی مادر،


پس از شما چقدر در بدر شدم مادر


اشعار فاطمیه  اشعار شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها


دنبال من مي گشتي و اما نديدي


با درد پهلو ناگهان از جا بريدي


گرد و غبار كوچه ديدت را گرفته


اما صداي هق هق ام را مي شنيدي


چشمان سيلي خورده ات ديگر نمي ديد


شكر خدا چشمان خيسم را نديدي


دستان پاكت را به روي خاك كوچه


دنبال من يا گوشواره ؟ مي كشيدي


آن گوشواره يادگار مادرت بود


از آن براي حفظ جان من بريدي


دشمن لگد مي زد ولي اي مادر من


تو با حجاب خود حماسه آفريدي


جز من كه ديدم هيچكس، مادر نفهميد


اينكه چرا تو در جواني مو سپيدي


***


شب بود، مانند پرستو، پر شكسته


سوي سبك بالان عاشق پر كشيدي

شعر تاج گذاری آقا امام زمان(عج)


سامره امشب تماشایی شده


جنت گل هـای زهرایی شده


لحظه لحظه، دسته دسته از فلک


همچو باران از سمـا بارد ملک


می زنند از شوق دائم بال و پر


در حضـور حجت ثانـی عشر


ملک هستی در یم شادی گم است


بعثت است این، یا غدیر دوم است


یوسف زهرا بـه دست داورش


می نهد تاج امـامت بـر سرش


عید «جاء الحـق» مبارک بر همه


خاصـه بـر سـادات آل فاطمه


عید آدم عیـد خاتم آمده


عید مظلومـان عالم آمده


عید قسط و عید عدل و دادهاست


لحظه هـایش را مبـارک بادهاست


عیـد قرآن، عید عترت، عید دین


عیــد زهـرا و امیــرالمؤمنین 


عیــد یــاران فداکار علی است


عید محسن، اولین یار علی است


عیــد فتـحِ «میثـم تمار»هاست


عید عمرو مالک و عمارهاست


عید مشتاقان سرمست حسین


عید ذبح کوچک دست حسین


عید باغ یاسمن های کبود


عید شادیِ بدن های کبود


عید سردار رشیـد علقمه


عید سقـای شهیـد علقمه


عید ثـارالله و هفتـاد و دو تن


عید سربازان بی غسل و کفن


عید هجــده آفتـاب نـوک نی


کرده نوک نی چهل معراج طی


عید طاهـا عید فرقان عید نور


عید قرص مـاه در خاک تنور


عید عزت عیـد مجد و افتخار


عید مردان بـــزرگ انتظـار


آی مهدی دوستـان! عید شمـاست


این شعاع حسن خورشید شماست


آنکـه باشـد عـدل و داد حیدرش


حـق نهـد تـاج امـامت بر سرش


وعده فیض حضور آید به گوش


مـژده روز ظهـور آیـد به گوش


تا کنـد محکـم اسـاس کعبه را


کعبـه پوشیـده لبـاس کعبــه را


می کشد چون شیر حق از دل خروش


می رســد از کعبــه آوایش بـه گوش


می برد از دل شکیب کعبه را


می کشد اول خطیب کعبه را


روی او آیینه روی خــداست


پشت او محکم به نیروی خداست


پیش رو خوبان عالم، لشکرش


پشت سر دست دعای مادرش


بـر سـرش عمـامه پیغمبر است


ذوالفقارش ذوالفقار حیدر است


پرچمش پیراهـن خـون خداست


نقش آن رخسار گلگون خداست


رشته هایش از رگ دل پاک تر


از گل پرپر شده صـدچاک تر


حنجـر او نینـوای زینبین


نعر? او «یا لثارات الحسین»


اشک چشمش خون هفتاد و دو تن


چهره: تصویـر حسین است و حسن


خیمـه اش آغـوش حی دادگر


مقدمش چشمِ قضا، دوش قدر


عدل از نـور جمـالش منجلی


پــایتختش کوفـه مـانند علی


آسمـان پروانـه ای دور سرش


خلق پندارند خود را در برش


آسمان چـون حلقه در انگشت او


ملک امکان قبضه ای در مشت او


فـرش راه لشکـرش بــال ملک


جــای سم مـرکبش دوش فلک


مکـه را بستانـد از نـا اهل هــا


بشکند پیشانـی از بوجهل هــا


شیعه گردد حکمران در آب و گل




ای آخرین بهار چرا دیر کرده ای!؟


 

زلفت اگر نبود، نسیم سحر نبود


گمراه می شدیم نگاهت اگر نبود

مهر شما به داد تمنای ما رسید


ورنه پل صراط، چنین بی خطر نبود

تعداد بی نظیریِ تان روی این زمین


از چهارده نفر به خدا بیشتر نبود

پیراهن، اشتیاق نسیمانه ای نداشت


تا چشم های حضرت یعقوب تر نبود

بی تو چه گویمت که در این خاک سرزمین


صدها درخت بود ولیکن، ثمر نبود

ای آخرین بهار چرا دیر کرده ای!؟


ای مرد با وقار چرا دیر کرده ای!؟

این جشن ها برای تو تشکیل می شود


این اشک ها برای تو تنزیل می شود

رفتی، برای آمدنت گریه می کنم


چشمانمان به آینه تبدیل می شود

بوی خزان گرفته ی پاییز می دهد


سالی که بی نگاه تو تحویل می شود

ایمان ما که اکثراً از ریشه ناقص است


با خطبه های توست که تکمیل می شود

تقویم را ورق بزن و انتخاب کن


این جمعه ها برای تو تعطیل می شود

ای آخرین بهار چرا دیر کرده ای!؟


ای مرد با وقار چرا دیر کرده ای!؟

ای آخرین توسل خورشید بام ها


ای نام تو ادامه ی نام امام ها

می خواستم بخوانمت اما نمی شود


لکنت گرفته اند زبان کلام ها

ما آن سلام اول ادعیه ی توییم


چشم انتظار صبحِ جواب سلام ها

آقا چگونه دست توسل نیاوریم


وقتی گدا به چشم تو دارد مقام ها!

از جا نماز رو به خدا و بهشتی ات


عطری بیاورید برای مشام ها

ای آخرین بهار چرا دیر کرده ای!؟


ای مرد با وقار چرا دیر کرده ای!؟

آقا بیا که میوه ی ما کال می شود


جبریل مان بدون پر و بال می شود

در آسمان و در شب شعر خدا هنوز


قافیه های چشم تو دنبال می شود

یعنی تو آمدی و همه گرم دیدن اند


وقتی کنار پنجره جنجال می شود

روز ظهور نوبت پرواز می رسد


روز ظهور بال همه بال می شود

بیش از تمام بال و پر یا کریم ها


دست کبودِ فاطمه خوشحال می شود

ای آخرین بهار چرا دیر کرده ای!؟


ای مرد با وقار چرا دیر کرده ای!؟

 

 

وظایف منتظران در عصر غیبت


انتظار مطابق بسیاری از آیات قرآن کریم و روایات فراوانی که از ائمه معصومین(علیهم‌السلام) رسیده است بشر در طول دوران زندگی فردی و اجتماعی خود، مرهون نعمت انتظار است،

و اگر از حالت انتظار خارج شود و امیدی به آینده نداشته باشد، زندگی برایش مفهومی نخواهد داشت.

آنچه انسان را به زندگی امیدوار می‌سازد و نگرانی‌ها و ناراحتی‌ها را برای او آسان می‌نماید، انتظار و امید به آینده است. آدمی در پرتو همین انتظار، رنج‌ها و گرفتاری‌ها را تحمل می‌کند و با کشتی امید و آرزو در دریای متلاطم و طوفان زای زندگی به سیر خود ادامه می‌دهد. بنابراین، اگر امید از انسان گرفته شود و انتظار از جامعه رخت بربندد، ادامه حیات و زندگی برای بشر، بی‌روح و بی‌لذت و بی‌معنا خواهد بود، این انتظار است که به زندگی صفا و جلا می‌‌بخشد و زندگی را برای آدمی لذت بخش می‌کند و او را به حرکت و جنبش وا می‌دارد و دلش را به ادامه زندگی، علاقه‌مند می‌سازد.

نکته قابل توجه این است که بر هر فرد مسلمان و هر کس که بخواهد با روح تعالیم متعالی اسلام و حقیقت برنامه‌های تربیتی این مکتب انسان‌ساز آشنا شود، قبل از هر چیز، درک صحیح و شناخت درست مفاهیم واقعی واژه‌ها و اصطلاحات اسلامی لازم و ضروری است.

یکی از واژه‌هایی که باید با تأمل و دقت زیاد به آن پرداخته شود واژه انتظار ا ست که مربوط به ظهور آخرین حجت خداوند و مصلح آخرالزمان حضرت مهدی(علیه‌السلام) است.

اینک برای شناخت کامل انتظار، نخست درباره معنا و مفهوم کلمه انتظار از نظر لغت و مذهب بحث می‌کنیم، سپس درباره انتظار فرج در اسلام و قرآن سخن می‌گوییم. به بررسی وظایف منتظران در عصر غیبت می‌پردازیم.


انتظار در لغت

انتظار در لغت، به معنای چشم داشت و چشم به راه بودن و نوعی امید به آینده داشتن است؛ آینده‌ای زیبا و روشن و سرشار از صفا، آرامش و امنیت. .


ادامه نوشته

احادیث منتخب امام زمان (عج)


- قال الإمام المهدی، صاحب العصر و الزّمان (علیه السلام و عجّل الله تعالى فرجه الشّریف) :

الَّذى یَجِبُ عَلَیْکُمْ وَ لَکُمْ أنْ تَقُولُوا: إنّا قُدْوَهٌ وَ أئِمَّهٌ وَ خُلَفاءُ اللهِ فى أرْضِهِ، وَ اُمَناؤُهُ عَلى خَلْقِهِ، وَ حُجَجُهُ فى بِلادِهِ، نَعْرِفُ الْحَلالَ وَ الْحَرامَ، وَ نَعْرِفُ تَأْویلَ الْکِتابِ وَ فَصْلَ الْخِطابِ.([۱])

امام زمان (عجّل الله تعالى فرجه الشّریف) فرمود: بر شما واجب است و به سود شما خواهد بود که معتقد باشید بر این که ما اهل بیت رسالت، محور و اساس امور، پیشوایان هدایت و خلیفه خداوند متعال در زمین هستیم.
همچنین ما امین خداوند بر بندگانش و حجّت او در جامعه مى باشیم، حلال و حرام را مى شناسیم، تأویل و تفسیر آیات قرآن را عارف و آشنا هستیم.
۲- قالَ (علیه السلام) : أنَا خاتَمُ الاَْوْصِیاءِ، بى یَدْفَعُ الْبَلاءُ عَنْ أهْلى وَ شیعَتى.([۲])
فرمود: من آخرین وصیّ پیغمبر خدا هستم به وسیله من بلاها و فتنه ها از آشنایان و شیعیانم دفع و برطرف خواهد شد.
۳- قالَ (علیه السلام) : أمَّا الْحَوادِثُ الْواقِعَهُ فَارْجِعُوا فیها إلى رُواهِ حَدیثِنا (أحادیثِنا)، فَإنَّهُمْ حُجَّتی عَلَیْکُمْ وَ أنَا حُجَّهُ اللهِ عَلَیْکُمْ.([۳])
فرمود: جهت حلّ مشکلات در حوادث - امور سیاسى، عبادى، اقتصادى، نظامى، فرهنگى، اجتماعى و... - به راویان حدیث و فقهاء مراجعه کنید که آن ها در زمان غیبت خلیفه و حجّت من بر شما هستند و من حجّت خداوند بر آن ها مى باشم.
۴- قالَ (علیه السلام) : الحَقُّ مَعَنا، فَلَنْ یُوحِشَنا مَنْ قَعَدَعَنّا، وَ نَحْنُ صَنائِعُ رَبِّنا، وَ الْخَلْقُ بَعْدُ صَنائِعِنا.([۴])
فرمود: حقانیّت و واقعیّت با ما اهل بیت رسول الله صلّى الله علیه وآله وسلّم مى باشد و کناره گیرى عدّه اى، از ما هرگز سبب وحشت ما نخواهد شد، چرا که ما دست پروره هاى نیکوى پروردگار مى باشیم; و دیگر مخلوقین خداوند، دست پرورده هاى ما خواهند بود.
۵- قالَ (علیه السلام) : إنَّ الْجَنَّهَ لا حَمْلَ فیها لِلنِّساءِ وَ لا وِلادَهَ، فَإذَا اشْتَهى مُؤْمِنٌ وَلَداً خَلَقَهُ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِغَیرِ حَمْل وَ لا وِلادَه عَلَى الصُّورَهِ الَّتى یُریدُ کَما خَلَقَ آدَمَ (علیه السلام) عِبْرَهً.([۵])
فرمود: همانا بهشت جایگاهى است که در آن آبستن شدن و زایمان براى زنان نخواهد بود، پس هرگاه مؤمنى آرزوى فرزند نماید، خداوند متعال بدون جریان حمل و زایمان، فرزند دلخواهش را به او مى دهد همان طورى که حضرت آدم (علیه السلام) را آفرید.
۶- قالَ (علیه السلام) : لا یُنازِعُنا مَوْضِعَهُ إلاّ ظالِمٌ آثِمٌ، وَ لا یَدَّعیهِ إلاّ جاحِدٌ کافِرٌ.([۶])
فرمود: کسى با ما، در رابطه با مقام ولایت و امامت مشاجره و منازعه نمى کند مگر آن که ستمگر و معصیت کار باشد، همچنین کسى مدّعى ولایت و خلافت نمى شود مگر کسى که منکر و کافر باشد.
۷- قالَ (علیه السلام) : إنَّ الْحَقَّ مَعَنا وَ فینا، لا یَقُولُ ذلِکَ سِوانا إلاّ کَذّابٌ مُفْتَر، وَ لا یَدَّعیهِ غَیْرُنا 

ادامه نوشته

اللهم عجل لولیک الفرج


عاقبت او ظهور خواهـــــــــــد كرد
خاك را غرق نور خواهد كرد
روزي از اين كوير،اين برهـــــــــوت
ابر رحمت عبور خواهــد كرد
دل مارا كه خشك و پژمرده است
همــــچو باغ بلور خواهد كرد
آه مي آيد او كه لبخنــــــــــــــدش
عاشقان را صبـــور خواهد كرد
سينه ها را ز كينه خواهد شست
غصه ها را بدور خواهـــــد كرد
آه سوگند ميـــــــــــــــخورم ايدل
عاقبت او ظهور خواهــــــد كرد

 

 

 

روایاتی از موقعیت شیعه در زمان ظهورحضرت مهدی علیه السلام


امیر مومنان علیه السلام فرمود:«گویی من به مسجد کوفه می نگرم که در آن خیمه ها برافراشته شده و قرآن را به مردم آموزش می دهند.»

امام باقر علیه السلام در روایتی پیرامون عصر ظهور فرمود:«هنگامی که دوران حکومت ما فرا رسد و مهدی ما قیام کند ، پیروان او هرکدام از شیر پرشهامت تر و جسورتر ، از سرنیزه برّنده تر و کاراتر است. دشمنان خویش را پایمال می سازد و از پا در می آورد.»

امام باقر علیه السلام فرمود:«هرکس قائم خاندان ما را درک کند ، اگر دارای نقص و معلولیت باشد ، به برکت او سالم می شود و هر ضعف و ناتوانی داشته باشد ، برطرف و توانمند می گردد.»

امام بافر علیه السلام فرمود:«هنگامی که قائم ما قیام کند دست تکامل دهنده ی خویش را بر سر بندگان خدا وامی گذارد و به برکت آن ، اندیشه ها و عقل های آنان را رشد و کمال می بخشد.»

امام باقر علیه السلام فرمود:«هنگامی که او قیام کند به هرکدام از شما پیروان خاندان پیامبر ، توانایی و بینش و اقتدار چهل قهرمان میدان جهاد اعطا می گردد و دلهایتان بسان قطعات آهنی می شود که اگر به وسیله ی آنها به کوه ها کوبیده شود ، متلاشی می گردند. شمایان در عصر او ، تدبیرگر امور و برپادارنده ی زمین و زمان و خزانه دار آن ، خواهید بود.»

امام صادق علیه السلام فرمود:« شیعیان ما در حکومت قائم علیه السلام ، سروران و زمامداران زمین و فرمانروایان آن هستند و به هرکدام قدرت و نیروی چهل قهرمان داده می شود.»

امام صادق علیه السلام فرمود:«خداوند ، خوف و ترس را از قلب شیعیان ما برکنده و آن را در قلب دشمنان ما جای می دهد. از این رو هرکدام از آنان برّنده تر از نیزه و پرشهامت تر از شیرند. دشمنان را با سرنیزه ی خویش زخم کاری می زنند و بوسیله ی شمشیر از پای در می آورند و پایمال می سازند.»

منبع: امام مهدی علیه السلام از ولادت تا ظهور ص 769 تا771

شمعون بن صفا در انتظار امام زمان علیه السلام


می گویند: وقتی امیرالمومنین علیه السلام به جانب صفین روان شد و از فرات گذشت، در هنگام نماز عشاء به کنار کوهی رسید.

آن حضرت وضو ساخت و نماز خواند ، وقتی از نماز فارغ شد با اعجاز آن حضرت ، کوه شکافته شد و پیرمرد محاسن سفیدی که نورانی بود ظاهر گشت و گفت:«سلام و رحمت و برکات خدا بر تو باد ای امیرالمومنین! خوش آمدی ای جانشین خاتم الانبیاء» و بسیاری از مناقب حضرت علی بن ابیطالب علیه السلام را برشمرد.

آن حضرت فرمود:«علیک السّلام ای برادرم شمعون بن صفا ، جانشین عیسی علیه السلام ، حال تو چگونه است؟»

او گفت:«خوشحال و خرسندم که به دیدار مبارک تو نائل شده ام ، من در این مکان انتظار عیسی روح الله را می کشم تا به خاطر فرزند تو حجّت خدا مهدی بن الحسن علیه السلام از آسمان فرود بیاید که او در آخرالزمان ظاهر خواهد شد و از دولت او، دنیا پر از عدل و داد خواهد گردید.»

« ای جانشین پیغمبر خدا! هیچ کس را ندیدم در دنیا که بلای او سخت تر از تو باشد و ثواب او در روز قیامت بیشتر و رتبه و منزلت او بلندتر از تو باشد. ای برادر! صبر کن بدان ستمها که ... و تابعان ایشان با تو کردند و بر تو تقدم جستند و همه ی آن منافقان به همراه معاویه که اکنون در حال جنگ است مستوجب عقوبت و عذاب ابدی خواهند شد و درآخرالزمان مهدی علیه السلام وقتی که ظاهر می شود انتقام خواهد کشید که خداوند از روی معجزه تمام پیامبران را زنده می کند تا کارهای شوم آن طغیانگران بر تمام مردم جهان ظاهر شود و من که شمعون هستم با عیسی روح الله در حضور حضرت رسول الله (ص) اقامه ی شهادت خواهیم کرد و بر افعال ناشایسته ی ایشان گواهی خواهیم داد و تمام ائمه ی هدی نیز بر آن ستمی که بر تو کرده اند اقامه ی شهادت خواهند کرد و آن دو مستوجب لعنت بی پایان گشته اند و من انتظار می کشم که صاحب الامر علیه السلام ظهور کند.ای امیرالمومنین! بر این محنت ها و سختیها صبر کن تا به حبیب خود محمد مصطفی (ص) برسی و اگر آن منافقان می دانستند که خداوند جهان از برای آنها چه عذابی ذخیره کرده است گوشت بدن خود را با قیچی می بریدند.»

وقتی شمعون سخن را به اینجا رسانید گفت:«السلام علیکم و رحمت الله و برکاته.»

پس آن کوه شکافته شده ، بهم آمد و شمعون از نظر غایب شد.

منبع:عجایب و معجزات شگفت انگیزی از امام زمان علیه السلام ص 56

شعر زیبا امام زمان(عج)و ماه رمضان


 نماز و روزه و افطار عشق است       سحر خوردن کنار یار عشق است

نه یکبار از کنار خیمه گاهش          گذشتن بل هزاران بار عشق است

شنیدم هاتفی در اسمان گفت       غم دل گر خورد غمخوار عشق است

بیا مهدی که بی تو روزه سخت است     ضیافتخانه با دلدار عشق است

گلستان جهان همراه خار است      گل نرگس بود بی خار عشق است

خدایا جان ما گردان فدایش         شهادت در بر سردار عشق است

نه یک تن بل هزاران تن فدایش     فداییّش به روی دار عشق است

دل و مهدی دل و دوری هجران     گل زهرا ییم دیدار عشق است

دلم وصل تو جانا ارزو داشت        ولی شد فاصله بسیار عشق است

بیا در ماه روزه یاریم کن             کنارت مهدیا افطار عشق است

***********************

عمرم به سر رسید نشد یارتان شوم
آقا نشد که لایق دیدارتان شوم

غفلت بساط کرد سر راه طفل دل
وایَم نشد که راهیِ بازارتان شوم

اصل اگر به عَرضه حسن تو می شدم
چیزی نداشتم که خریدارتان شوم

باری ز دوش حضرتتان بر نداشتم
شرمنده ام که تا به کجا بارتان شوم

ای حیدر زمانه غریبت گذاشتیم
در روز غم ولی نشد عمارتان شوم

با آنکه سر شکسته و سر خورده مانده ام
اذنم بده فدایی و سردارتان شوم

ماه خدا رسید و دلم آرزو نمود
مهمان کنار سفره افطارتان شوم

در روز انتقام شهیدان کربلا
آقا اجازه هست ز انصارتان شوم

در بین روزه و عطش و اشک و شور و شین
یک ذکر مستجاب بگویم فقط حسین