جواني از انصار در مسير خود با زني روبه رو شد. در آن روز زنان مقنعه خود را در پشت گوش ها قرار مي دادند، چهره آن زن نظر آن جوان را به خود جلب كرد و چشم خود را به او دوخت. هنگامي كه زن از كنارش گذشت، جوان همچنان با چشمان خود او را بدرقه مي كرد، در حالي كه راه خود را ادامه مي داد، تا اينكه وارد كوچه تنگي شد و باز همچنان به پشت سر خود نگاه مي كرد. ناگهان صورتش به ديوار خورد و تيزي استخوان يا قطعه شيشه اي كه در ديوار بود، صورتش را شكافت. هنگامي كه زن رفت، جوان به خود آمد و ديد خون از صورتش جاري است و به لباس و سينه اش ريخته! با خود گفت: به خدا سوگند من خدمت پيامبر(ص) مي روم و اين ماجرا را بازگو مي كنم. هنگامي كه چشم رسول خدا(ص) به او افتاد، فرمود چه شده است؟ و جوان ماجرا را نقل كرد. در اين هنگام جبرئيل نازل شد و اين آيه را نازل كرد: «به مؤمنان بگو چشم هاي خود را (از نگاه به نامحرمان) فرو گيرند. و فروج خود را حفظ كنند، اين براي آنها پاكيزه تر است خداوند از آنچه انجام مي دهيد آگاه است، و به زنان با ايمان بگو، چشم هاي خود را (از نگاه هوس آلود) فرو گيرند، و دامان خويش را حفظ كنند.

(نور-30)1                           1- وسايل الشيعه، ج14، باب 104، ح2